تبليغاتX
آري اينچنين بود برادر ...
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان.......هزار باده ناخورده در رگ تاك است
يادم مي آيد چند سال پيش از اين تلويزيون خودمان برنامه اي پخش مي‌كرد بر اين مبنا كه گزارشگر كنار خيابان معروفي مي ايستاد و از رهگذران مي پرسيد، نام اين خيابان چيست؟ آيا اين شخص را كه نامش بر روي اين خيابان نهاده شده ، مي شناسيد؟ فلان فوتباليست يا هنرپيشه هاليوودي را چطور؟

چند خيابان مشهور و معروف كه نام شخصيت آن در ذهنم مانده به گمانم استاد معين، بزرگراه شهيد چمرا ن،پل جلال آل احمد و... چند خيابان ديگر بود.

رهگذران و فرهيختگان گرامي كه از كنار دوربين سيما مي گذشتند با اين پرسش‌ها كه در بالا گفتم ، روبرو مي شدند و هر كدام از آن ها پاسخي مي‌دادند كه خوشبختانه !! ربطي به آن شخصيت ها نداشت!!

يكي از رهگذران مي گفت جلال آل احمد را مي گوييد ، خوب نام همين پل است ديگر!

آن ديگري مي گفت، آقاي جلال آل احمد پزشك بود؟! آن هم با لحن پرسشي؟!

و آن يكي از شهروندان فرهيخته مي گفت آقاي جلال آل احمد نقاش بود؟!

شانس يارشان بود كه گزارشگر سيما از رهگذران نخواست كه بگويند چه آثار و اثري دارد اين جلال آل احمد پزشك و نقاش و پل!!

و اكنون به اين حال و روزگار فرهنگي بايد گريست يا خنديد؟!

و اما اصل مطلب.

جناب آقاي«جومونگ» يا همان «سانگ ايل گوك» نقش آفرين جومونگ ، در آن سريال كره اي معروف كه اكنون زبانزد ايرانيان شده است ، روز دوشنبه به ايران آمد و در يك نشست مطبوعاتي در مركز همايش هاي صداوسيما به پرسش هاي خبرنگاران پاسخ داد.

«جومونگ» در اين نشست خبري گفت: نمي دانستم در ايران اينقدر هوادار دارم...

چندي پيش نيز يك هموطن جوان به خاطر علاقه به يك هنرپيشه زن در همين سريال، دست به خودكشي زده بود!!

چه بايد كرد؟! ذائقه ايراني نوشابه ايراني ! اين «فرم» تبليغي بود كه يك شركت نوشابه سازي ايراني براي فروش بيشتر محصولات خود به كار برده بود.غافل از اين كه همين نوشابه تحفه غرب است و به جاي اين تبليغ چرا تبليغ دوغ گواري خودمان نباشد و يا عرقيات گياهي كه هر كدام از آن ها خاصيتي دارد براي سلامت جان و روان!

بيراهه نروم، به همان «جومونگ» محبوب خودمان بپردازيم. واقعا آيا پخش يك سريال خارجي و اقبال و كسب محبوبيت آن در يك كشور با فرهنگ و تمدن ديرينه، به اينگونه كه گفته شد درست است؟!

مردم از ساعت ها پيش در محل هتل اقامت جومونگ تجمع كرده بودند و انتظارش را مي كشيدند؟!

آيا همين مردم گرامي يادي از تهمتن خودمان مي كنند؟ كاوه آهنگر را چطور؟ چرا دور برويم. همين زمان خودمان ، چه تعداد از مردم عزيزمان شهيد باكري ، شهيد همت ، شهيد علم الهدي و... را مي شناسند؟!

دائقه مردم تغيير كرده ، چون تغييرش دا‌ه ايم. آنها بي تقصيرند. جهت دهي افكار عمومي و ذائقه فرهنگي را بايد دستگاه هاي فرهنگي سمت و سو بدهند و بس.

آيا گمان نمي كنيد كه اينگونه استقبال از يك بازيگر سريال خارجي در ايران مناسب نيست؟ آيا اين اتفاق براي بازيگران به نام ما نيز در آنجا روي مي دهد؟ اگر اينگونه بود مي توانيم بگوييم ما تاثيرگذار هستيم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:20  توسط محمد صفري  | 

نمي خواستم بنويسم. اما هنگامي كه اينگونه شد ، دلم نيامد كه ننويسم. ماجراي آقاي مشايي را مي گويم. از روز پس از برگزاري انتخابات، اتفاقاتي كه افتاد ، نگذاشت بنويسم. نشد ، نتوانستم ، دستم به قلم نميرفت، دل و دماغ نداشتم يا نوشتنم نمي آمد، تفاوت آنچناني با هم ندارند. اين كه نمي نوشتم، مهم بود!اما دليل پيدا شد براي نوشتن.

آن هم ماجراي دنبال دار آقاي مشايي! كار به شخصيت، ويژگي ها و قابليت هاي آقاي مشايي ندارم، چون همه آنها عيان است و آنچه كه عيان است چه حاجت به بيان است!

اما نكته مهم و اساسي در اين ماجرا چگونگي نصب و عزل ايشان است. نصب آقاي مشايي به عنوان معاون اولي رئيس جمهور 25 / 4 /88 و در سفر استاني هيات دولت به مشهد انجام شد. كسي هم تصور نمي كرد كه پيش از آيين تنفيذ و تحليف اينگونه انتصابات انجام شود.

برخي مخالفت ها به ويژه از سوي اصولگرايان و حاميان آقاي احمدي نژاد به صورت جسته و گريخته از اين انتصاب مي شد كه روز سه شنبه 30 تير ماه 88 آقاي ابوترابي فرد نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي از وجود نامه اي خبر داد كه رهبر فرزانه انقلاب به رئيس جمهور ابلاغ كرده است تا مشايي بركنار شود.

در اين ميان حمايت هايي هم از سوي دولت از اين انتصاب صورت گرفت.
آقاي جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور با انتقاد از رفتارها در واكنش به انتصاب مشايي به عنوان معاون اولي، اين رفتارها را خارج از قاعده ارزيابي كرد و گفت: منتقدان انتخاب مشايي زياده خواه هستند!

آقاي ثمره هاشمي هم كه خود عنوان تازه تاسيس دستيار ارشد رياست جمهوري را به خود اختصاص داده است، در اين باره گفت: «در انتصاب مشايي هيچ تجديد نظري صورت نمي گيرد.»

سايت متعلق به آقاي مشايي هم در تاريخ 31 تير ماه در مطلبي ، در واكنش به انتقادات نسبت به انتخاب او به عنوان معاون اولي رئيس جمهور،وي را يك گل از سبد اصولگرايان خواند  و مخالفان اين انتصاب را سهم خواه، حسود و نادان دانست و تاكيد كرد؛« نظرات وي (مشايي) در مورد دوستي با مردم اسرائيل مواضع رسمي دولت بوده است!»

مواضع و ديدگاه‌هاي مخالفان انتصاب مشايي ادامه داشت تا اين كه از زمان ابلاغ نامه رهبر فرزانه انقلاب به رئيس جمهور ، 7 روز گذشت.
نامه حضرت آيت الله خامنه اي 2 / 5 / 88 منتشر شد. نامه با دستخط ايشان و به تاريخ 27 تير 1388 نوشته شده بود.

همان شب انتشار نامه رهبري هم ثمره هاشمي از كناره گيري مشايي خبر داد و سپس آقاي مشايي در نامه‌اي بدون هيچ عنوان و خطابي كناره گيري خود را اعلام كرد. نامه دومي هم خطاب به رئيس جمهور مبني بر كناره گيري و استعفا از معاون اولي منتشر شد و پس از آن نيز نامه دو خطي رئيس جمهور به رهبر معظم انقلاب.

پرسش هاي بسياري در اين ماجرا مطرح است كه نياز به دريافت پاسخ دارد و رئيس جمهور بايد به اين پرسش ها پاسخ دهد.

اكنون بحث ولايت مطرح است. آنان كه ادعايي ندارند حرجي نيست، اما آنان كه مدعي هستند توقع بسياري مي رود.

پرسش هاي مطرح در اين مقوله را مي توان اينگونه بيان كرد؛

1- ابلاغ نامه رهبر انقلاب 27 تير 88 به رئيس جمهور صورت گرفت، چرا  در همان موقع از سوي رئيس جمهور پاسخي به ابلاغ نامه داده نشد؟

2- چرا رئيس جمهور و ديگر مشاوران ايشان در مقام دفاع از اين انتصاب برآمدند؟

3- چرا مخالفان اين انتصاب ، نادان ، حسود و زياده خواه خوانده شدند؟

4-چرا رئيس جمهور خود به بركناري مشايي اقدام نكرد؟

5- چرا پاسخ رئيس جمهور به حكم رهبري نظام ، پس از اعلام كناره گيري مشايي صادر شد؟

6-چرا رئيس جمهور بازهم مشايي را پس از نظر رهبري، به سمت رئيس دفتر و مشاور خود منصوب كرد؟

7- در حكم رهبر انقلاب آمده است ، «لازم است انتصاب مذبور ملغي و كان لم يكن اعلام گردد»  آيا اين انتصاب از سوي رئيس جمهور محترم، ملغي و كان لم يكن اعلام شد؟

اگر ولايت فقيه را مي پذيريم بايد همه جانبه آن را قبول داشته باشيم ، نه اين كه اگر در جايي به نفع ما حكم صادر نشد با اكراه آن را بپذيريم و در جايي هم كه به نفع ما بود ، بگوييم ولايت با ماست.

عرصه ، عرصه آزمون است. آزموني سخت ، شايد از اين آزمون سرافراز و سربلند بيرون نياييم!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 14:34  توسط محمد صفري  |