ميرحسين موسوي به دور از جناحبنديهاي سياسي كشور (اصلاحطلبان و اصولگرايان) به طور مستقل وارد كارزار انتخابات رياست جمهوري شد. همانند انتخابات دوره پيشين رياست جمهوري كه احمدينژاد خود را كانديداي مستقل اعلام كرد.
در اين ميان و پس از اعلام حضور نخستوزير دوران دفاع مقدس، فضاي انتخاباتي در اردوگاه اصلاحطلبان متحول شد. آنها انتظار اعلام كانديداتوري ميرحسين را نداشتند. اين ادعا از اظهارنظرات گوناگون افراد شاخص اصلاحطلب ديده ميشود، گلايهابطحي از كانديداتوري ميرحسين، غيرمنتظره اعلام شدن كانديداتوري موسوي از سوي عبدالله ناصري و ... نمونههايي است كه نشان ميدهد اصلاحطلبان در مقابل عملي قرار گرفتهاند كه نميدانند در مقابل آن چگونه رفتار كنند.
جمله معروف خاتمي كه گفته بود يا من يا موسوي اين تشتت را در ميان اردوگاه اصلاحطلبان بيشتر كرده است. از زمان اعلام حضور موسوي در عرصه انتخابات، هنوز از سوي خاتمي سخني در اين باره به ميان نيامده كه آيا ميماند يا ميرود؟! اما اصلاحطلبان تاكنون بايد متوجه شده باشند كه موسوي خود را وامدار اصلاح طلبان نخواهد كرد.
ميرحسين در چند ماه گذشته با حضور در محافل عمومي از جمله در جمع مردم و دانشجويان كمي از مواضع و ديدگاههاي خود را روشن كرده است كه هيچ نشانهاي از گرايش به سوي اصلاحطلبان ديده نميشود.
در هر صورت اصولگرايان هر روز بيشتر به سوي اجماع بر سر احمدينژاد نزديكتر ميشوند و اكثر طيفهاي اصولگرا نشان دادهاند كه كانديداي آنها احمدينژاد خواهد بود و گرايشي هم به سوي موسوي نخواهند داشت. بايد منتظر تحولات مهمتر انتخاباتي و فضاي پرشور رقابتي در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم باشيم.

مهندس ميرحسين موسوي سرانجام كانديداتوري خود را در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم اعلام كرد.
وي طي بيانيهاي كه روز گذشته منتشر كرد، اعلام كرد: به اميد اداي وظيفه، قصد خويش را براي نامزد شدن در دوره دهم انتخابات رياست جمهوري اعلام ميكنم.
ميرحسين نخستوزير دوران پرتلاطم جنگ بود و اينك پس از گذشت 20 سال ميخواهد به عرصه سياست و اجراي باز گردد.
همانگونه كه تحليل ميشود، ميرحسين موسوي پس از پشت سر گذاشتن فراز و فرودهاي بسيار به طور مستقل كانديداتوري خود را اعلام كرده است و اين ميتواند از ويژگيهاي يك كانديداي غير حزبي باشد. در روزها و هفتهها و ماههاي گذشته از سوي اصلاح طلبان حرف و حديثهايي درباره وي مطرح ميشد. اما آخرين نخستوزير با سكوت معنادار خود پاسخ آنها را داد و سرانجام شروع به حضور در مجامع عمومي و دانشگاهي كرد كه اين از محاق بيرون آمدن گمانهزنيها را تبديل به واقعيت كرد.
اصلاح طلبان قطعا از حضور ميرحسين در عرصه انتخابات خرسند نيستند و پيشبيني ميشود كه به خاطر اعلام حضور مستقل وي واكنشهايي را نشان دهند. پيش از اين نيز مواضع اصلاحطلبان مطرح شده بود مبني بر اين كه ميرحسين 20 سال از عرصه سياست دور بوده است و يا اين كه ميرحسين را جوانان نميشناسند و ...
در هر صورت چند برداشت ميتوان از عملكرد اصلاح طلبان داشت. خاتمي به نفع ميرحسين كنار بكشد كه البته باعث دلخوري اصلاح طلبان خواهد شد و اگر بماند به غير از رقيبي همچون احمدينژاد، رقيب تازهاي به نام مير حسين را خواهد داشت. اين در حالي است كه حتي اصولگرايان نيز بعضا از حضور ميرحسين استقبال كردهاند و كانديداتوري وي را باعث گرم شدن تنور انتخابات دانستهاند. به نظر ميرسد اصلاحطلبان در اين شطرنج نفسگير در حالت <آنپاس> قرار گرفتهاند، اعلام كانديداتوري ميرحسين سبب خواهد شد آنها به اتخاذ مواضع انفعالي روي آورند و همين مواضع با سياستهاي گروههاي تندرو اصلاح طلب به اختلافات شديد سياسي منجر خواهد شد.
شايد بهترين كار ميرحسين استقلال در كانديداتوري باشد. انتخابات رياست جمهوري آينده با حضور محمود احمدينژاد و ميرحسين موسوي يك انتخابات داغ، جذاب و رقابتي خواهد بود. هر كدام پيروز شوند راي مردم را پشت سر خود خواهند داشت. پيش از اين اظهاراتي از سوي كارشناسان مسائل سياسي مبني بر چند قطبيشدن انتخابات آتي رياست جمهوري مطرح شد كه با اعلام كانديداتوري ميرحسين اين موضوع به واقعيت نزديكتر شده است. اين در حالي است كه مهدي كروبي نيز بارها در مواضع شفاف خود به صراحت اعلام كرده است به نفع هيچكس از كانديداتوري كنارهگيري نخواهد كرد و پيوستن غلامحسين كرباسچي به وي به عنوان رئيس ستاد انتخاباتي نقطه عطف اين تصميم تلقي خواهد شد.
اينك، دولت تازهكار آمريكا كه با رويكرد تغيير روي كارآمده است، درخواست كرده است كه ايران در كنفرانس بينالمللي افغانستان كه البته هنوز مكان آن مشخص نيست شركت كند.
اين درخواست علاوه بر اين كه از سوي هيلاريكلينتون وزير خارجه دولت تازهآمريكا مطرح شده است، از سوي <ناتو> نيز اين درخواست تكرار شده است.
بيش از 7 سال است كه افغانستان به اشغال نيروهاي ناتو درآمده و پس از گذشت اين مدت طولاني هنوز امنيت و آرامش به افغانستان بازنگشته است.
دلايل حضور ايران در اين كنفرانس را ميتوان در چند مورد بررسي كرد.
1ـ نگراني ايران از ورود گسترده مواد مخدر به كشور
2ـ اشتراكات فرهنگي، تاريخي و زباني با افغانستان
3ـ امنيت سرمايهگذاري ايران در افغانستان
4ـ امنيت مرزهاي ايران با افغانستان
5ـ خروج نيروهاي اشغالگر از خاك افغانستان
پرواضح است كه نقش ايران در برقراري امنيت منطقهاي بر كسي پوشيده نيست، اما بايد توجه داشت كه هر زماني كه به ايران نياز شده است، از اين فرصت استفاده كردهاند و از تاثير ايران بهره بردهاند. از يك سو ايران را به عنوان يك چالش مطرح ميكنند و از سوي ديگر نقش تاثيرگذار جمهوري اسلامي ايران را بيبديل ميدانند. اينگونه رفتار دوگانه با كشوري كه در پروسه سياست خارجي خود تاثيرات مهمي را در صحنههاي بينالمللي و منطقهاي گذاشته است، مناسب نيست.از سوي ديگر پيشبيني ميشود كه دولت تازه آمريكا با اين اقدام درصدد گشايش كانالي ديپلماتيك با ايران است.
در هر صورت گرچه ايران هنوز نظر رسمي خود را براي حضور يا عدم حضور دراين كنفرانس اعلام نكرده است، اما در صورت حضور شروط و اصول مدنظر سياست خارجي ايران بايد مدنظر قرار بگيرد.
حزن و اندوه شهادت جانگاه پدر بزرگوارتان را سر كرديم يا اباصالح (عج)؛ در سوگ فراق امام حسن عسكري(ع) بوديم، اما وجود تو نازنين تسكين ميدهد قلبها را، آرام جان است نام تو و ياد تو.
امروز را به عشق تو و آغاز ولايتت بر عاشقان، جشن گرفتهايم. قرنها گذشته است و آدمهاي بسياري آمدهاند و رفتهاند و همچنان براي آمدنت در انتظارند. چه انتظار شيريني است اين درد اما اگر اين عشق به تو، عشق بدون معرفت باشد، چه سود؟
ميخواهمت؛ نه آن گونه كه تو را خواستند، آناني كه تهي بودند و تهي هستند. از زمين و آسمان و خورشيد ميخواهمت؛ آن گونه كه بيايي و آن شاه بيت گمشده غزل باشي تا آخرين ترانه سروده شود.
مولا جان، روزگاران مديدي است كه دل در گرو آمدنت سپردهايم و چشم در افق، خيره ماندهايم تا خورشيد بر نيايد و آن مرد مشرقي از پس آن كوه بلند، خورشيد را از برآمدنش شرمگين كند. خورشيد عالمتاب باشي و گرماي وجودت را همه حس كنند.
كودك كه بودم، هميشه شنيده بودم كه اگر بيايي، شمشيرت همه را از دم تيغ خواهد گذراند و درياي خون راه خواهد افتاد، اما بسياري را نگفته بودند.
نگفته بودند كه اگر بيايي، رحمتت را فراگير خواهي كرد. عدالتت را در گستره زمين پهن خواهي نمود. نگفته بودند كه اگر بيايي ديگر يتيمي نخواهد گريست. تهيدستي گرسنه سر بر بالين نخواهد گذاشت. ظالمي نخواهد بود كه مظلوم را ستم كند و مظلومي نخواهد بود كه ظالم، ظلم كند.
عالم از سايهسار تو آرام خواهد گرفت. آسوده خواهد شد. آنقدر نعمت و بركت خواهد بود كه چشم و دل مردم سير خواهد شد؛ و اين همه، همه از وجود كرامت الهي توست، اي نازنين!
اينك خود را آسوده خاطر در ميان آن يادگارهاي دوران كودكي رها ساختهام و با خود ميگويم. اي كاش در آن هنگامه ظهور و حضور، باشم و آدم باشم. معرفت داشته باشم و محبتت را قدر بدانم.
زمان در دستان مبارك تو رقم مي خورد، اي كه بري رحمانه زيبايي زيبايي!
با اعلام حضور آقاي خاتمي در عرصه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري رقابتهاي انتخاباتي وارد مرحلهي تازهاي شد.سرانجام سيد محمد خاتمي ترديدها را كنار گذاشت و رسماً حضور خود را در انتخابات اعلام كرد. گرچه وي گفته است كه هيچگاه ترديد نداشته است؛
در كنار اعلام كانديداتوري آقاي خاتمي، آقاي كروبي ديگر كانديداي اصلاح طلب هم زودتر از خاتمي كانديداتوري خود را اعلام كرده بود و بارها هم گفته است كه به هيچ قيمتي از صحنه رقابت انتخاباتي كنار نخواهد رفت.
اما در ميان هنوز مهندس مير حسين موسوي تكليف خود را روشن نكرده است. او موضع خود را به طور رسمي مبني بر اين كه ميآيد يا نه اعلام نكرده و هنوز گمان ميرود كه روزنهاي را براي خود باز گذاشته است تا شايد بيايد و آمدن او نيز به گمان بسياري، با اقبال روبرو خواهد شد. مير حسين انتقاداتي نسبت به سياستهاي به وصژه اقتصادي دولت كنوني دارد كه اصولي و صحيح است. آنان كه ميگويند مير حسين را جوانمان امروزي نميشناسند سخت در اشتباهند. نخست وزير پر افتخار دوران دفاع مقدس را پدران نسل حاضر به نيكي ياد ميكنند و قطعا يادآور آن دروان براي فرزندانشان خواهند شد.
در هر حال، نگارنده اعتقاد دارد آقاي مير حسين موسوي در صورت حضور در رقابتهاي انتخاباتي خود را وامدار گروه و حزبي نخواهد كرد و مستقل وارد عرصه خواهد شد.
اما در ماجراي كانديداتوري اصلاح طلبان چند سناريو به نظر ميرسد در حال شكل گيري است. كه البته در ميدان رقابت و سياست طبيعي است و اين كه چرا اصولگراين هنوز دست به كار نشدهاند نيز مشان از انفعال آنان دارد.
تجزيه و تحليل تحركات انتخاباتي اصلاح طلبان اين را مبتلبادر ميسازد كه همهي تلاش اين طيف سياسي براي رسيدن به يك فرد واحد نبو.ده و تنها يم تلاش تبليغاتي انتخاباتي است كه به نظر ميرسد تاكنون اين تلاش موفق بوده است.از كروبي آغاز شد، خاتمي ادامه داد و اكنون نيز نوبت مير حسين است كه ديدارها و گمانهزنيها در باره آمدن يا نيامدن او همچنان ادامه دارد. گرچه احساس ميشود و همانطور كه در بالا نوشتم اصلاحطلبان سعي دارند تا مير حسني را در صورت كاندياتوري، نامزد خود معرفي كنند كه قريب به يقين ميتوان گفت مير حسين خود را نه در دامن اصلاح طلبان مياندازد نه در دامن اصولگرايان.
تعدد كانديدا در انتخابات رياست جمهوري باعث ريزش آراء ميشود يعني كاندياي رقيب كه هم اكنون نيز رياست جمهوري را بر عهده دارد با وجود سه كانديدا از سوي جناح اصلاح طلب قطعا با ريزش آراء خود روبرو خواهد شد و اين اتفاق اگر بيفتد، اتفاق خوبي نخواهد بود.رئيس جمهوري انتخاب خواهد شد كه با راي پاييين به اين سمت رسيده است.
سناريوي ديگر به اين صورت است كه كانديداهاي اصلاح طلبان با حضور در رقابت انتخاباتي در مرحله حساس و در دقيقهي نود به نفع يكي از كانديداهاي خود كنار بكشند و از هوادران خود بخواهند كه به نفر باقي مانده راي دهند كه اين نيز يك سياست انتخاباتي حساب شده است كه در هنگام انتخابات تاثير خود را خواهد گذاشت.
اما اصولگرايان همچنان در گيرو دار اجماع بر سر آقاي احمدي نژاد باقي ماندهاند. سر درگمي آنها فرصت را به اصلاح طلبان داده است تا با برنامه ريزي دقيق انتخاباتي آرايش تبليغاتي و انتخاباتي خود را در زمين شطرنج به خوبي بچينند. هر روز كه ميگذرد اصولگرايان يك روز را از دست ميدهند فصتهاي از دست رفته باز نخواهد گشت. انتخابات 22 خرداد 88 انتخابايت پر شور و سخت رقابتي خواهد بود.