از ابتداي خلقت آدم، عاشقكشان بوده است، تا پايان نيز خواهد بود.
از «آدم و حوا» آغاز شد و تا اكنون هم هست. همان هنگام كه قابيل، هابيل را كشت، عاشقكشان آغاز شد؛ از همان قرباني كردن آغاز شد؛ قرباني هابيل پذيرفته شد اما گندم قابيل نه؛ ادامه داشت تا ابراهيم (ع)؛ اما اسماعيل تا قربانگاه رفت، قرباني نشد. تا به امير مومنان رسيد، تا محراب عشق؛ تيغ كين فرق درياي عشق را شكافت، اما خورشيد خاموش نشد، علي چشمه خورشيد بود.
عاشقكشان، به كريم اهل بيت رسيد، اما كرامت پابرجا ماند، آنگونه شد كه به حسين (ع) رسيد. قرباني ديگري از عشق. تفاوتي بود ميان اين عاشقكشان با آن ديگريها؛ از قربانگاه عشق ابراهيم، عاشقكشان حسين (ع) رقم خورده بود.
ابراهيم اسماعيلش ماند، تا حسينش به قربانگاه عشق رود. از عيد قربان تا اقيانوس محشر عاشورا. حسين غرق به خون لبتشنه آب، علياصغرش را برد براي قرباني؛ قربانگاه، كربلا بود كنار رود فرات. درنگ نكرد، شك به دلش هم راه نداد. از عرفه كه راه افتاده بود، ميدانست.
ششماههاش را، دردانه اش را روي دست گرفت. آب ميخواست براي او، كمي، قربانياش را آورد به قربانگاه نينوا و خود نيز قرباني شد؛ قرباني عشق.
خون، آبروي اين ديار است. شقايقها همواره بايد پرپر شوند تا سرسلسله عشاق بيايد.
خون سيراب ميكند عطش كهنه اين ديار را؛ خون حسين در رگهاي اين سرزمين جاري است. قرنهاست مردم اين ديار از خون حسين سيراباند و جان ميگيرند.
«و فدينا به ذبح عظيم ...
و اينگونه خدا خواست قرباني، تا عاشورا به تاخير بيفتد.

مخالفت جمهوري اسلامي با صلح تحميلي خاورميانه به بزرگترين مشكل آمريكا و رژيم صهيونيستي براي رسيدن به اهداف آنها تبديل شده و در اين ميان مقاومت مردم فلسطين كه در قالب حماس به عنوان دولت قانوني كه در سازمان ملل متحد نيز به رسميت شناخته شده است از رسيدن به يك صلح تحميلي با ناديده گرفتن حق حاكميت مردم فلسطين جلوگيري كرده است.
كشورهاي عرب منطقه آرزوي براندازي حكومت قانوني حماس را در سر ميپرورانند و با تباني با رژيم صهيونيستي ، چراغ سبز را به اين رژيم نشان دادهاند. آرزويي كه در ماجراي جنگ 33 روزه حزبالله لبنان و رژيم صهيونيستي محقق نشد.
وعدهها و قولهايي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي به اعراب منطقه دادهاند، نميتواند چيزي جز بازگرداندن صحراي سينا و نوار غزه به مصر، كرانه باختري به اردن و يا حتي بازگرداندن بلنديهاي جولان به سوريه باشد. غزه گرچه فلسطينينشين است، اما بخشي از خاك مصر محسوب ميشود.
در صورت شكست حماس، رژيم صهيونيستي درصدد آن است با تشكيل يك رژيم وابسته در غزه، امور امنيتي، سياسي و اقتصادي آن را به كشورهاي عرب از جمله مصر واگذار كند و در اين صورت، بار مسووليت آن نيز به عهده آن كشور خواهد بود و در قبال اتفاقاتي كه در غزه خواهد افتاد، مسووليتي نخواهد داشت.
در حال حاضر سياست اتخاذ شده از سوي آمريكا و اسرائيل، نابودي فلسطين است و اين سياست با اجبار به مهاجرت و جلوگيري از بازگشت فلسطينيان به غزه و كرانه باختري با همسويي و همصدايي سران عرب با اسرائيل در منطقه خاورميانه در حال اجراست.
رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران نيز در پيام خود به سران برخي كشورهاي عربي هشدار دادند، اين هشدار ميتواند مبناي سياست تازهاي از سوي دستگاه ديپلماسي كشور باشد تا روند چگونگي مناسبات با آن كشورها را تعيين كند. ميتوان اين همراهي برخي سران عرب با آمريكا و رژيم صهيونيستي را، همپيمان شدن آنها عليه جمهوري اسلامي ايران دانست كه هوشمندي و ذكاوت سياست خارجي ايران را ميطلبد.
از دنيا كه توقعي نيست، اعلاميه حقوق بشر راه انداختهاند، اما نه براي اينگونه موارد، خودشان جنايت بكنند، حرجي نيست، اما يك نفر در دنيا عليه تجاوز و كشتار مقاومت بكند، ميشود تروريسم، ميشود جنايت؛ يك قاتل جنايتكار را كه اعدام ميكنيم، فرياد <واحقوق بشرا> سر ميدهند و قطعنامه صادر ميكنند و ما را محكوم ميكنند! هيئت ميفرستند براي تحقيق، تحريم ميكنند، فشار سياسي وارد ميكنند، اما به اينجا كه ميرسد، ماجرا فرق ميكند.
اعراب هم كه <اتحاديه عرب> راه انداختهاند براي دل <خوش كردن > 52 سال است كه تاسيس شده، اما هيچگاه در اين مدت نتوانسته است اقدامي عملي در حمايت از مردم و سرزمين فلسطين انجام دهد.مقر دائمي اين اتحاديه در مصر است. همان كشوري كه گذرگاه رفح را ميبندد تا غذا و دارو به مردم فلسطين در غزه نرسد.اين اتحاديه به جاي پرداختن به بحران فلسطين و تجاوزات رژيم اشغالگر به مسائلي ميپردازد كه اصلا به آن كشورها مربوط نميشود.بخشي از خاك مصر با نام صحراي سينا در اشغال رژيم صهيونيستي است، بلنديهاي جولان متعلق به سوريه در اشغال اسرائيل است، همه خاك فلسطين اين سرزمين مقدس تحت سيطره صهيونيستهاست، آن وقت جناب عمر و موسي دبير كل اتحاديه عرب ميگويد؛ <زمان مذاكره اعراب با ايران فرا رسيده است. ما با تهران بايد سر ميز مذاكره بنشينيم تا تلاش كنيم مناقشات منطقهاي از جمله مسئله هستهاي ايران حل شود.>
اين درخواست دبير كل اتحاديه عرب آن هم پس از حضور در نشست نيويورك كه به ابتكار رايس وزير خارجه آمريكا برگزار شد، بوي توطئهاي تازه را ميدهد. آن گونه كه رهبر معظم انقلاب اسلامي اين سخنان را اينگونه تفسير كردندكه؛ <اعضاي كشورهاي 551 سران برخي دولتهاي عربي را وادار به مقابله با حقوق هستهاي و ديگر خواستههاي ملت ايران كردهاند.>جمهوري اسلامي ايران تا هنگامي كه كشورهاي عرب منطقه پا را از گليم خود فراتر نگذاشته و در امور داخلي ايران دخالت نابجا نكنند با آنها رفتار ديپلماتيك و سياسي مسالمتآميزي خواهد داشت، اما در صورت كجروي و دخالتهاي نابجا پاسخ ديپلماتيك در خور شأن آنها خواهد داد. سران كشورهاي عرب بهتر است كمي از عيش و نوش خود كم كنند و به فكر مردم فلسطين وجهان اسلام باشند.اين سران، همانهايي هستند كه در جنگ عراق عليه جمهوري اسلامي ايران از صدام حمايت ميكردند.
ما را به خير شما اميد نيست، شر مرسانيد.