تبليغاتX
آري اينچنين بود برادر ...
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان.......هزار باده ناخورده در رگ تاك است

هر روز كه به زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري دوره دهم نزديكتر مي‌شويم، حال و هواي تازه‌اي به اين فضا تزريق مي‌شود.
اصولگرايان تاكيد دارند كه تاكنون گزينه مورد نظر آنها محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور كشورمان است، گرچه طبق سنوات گذشته نيز روساي جمهور براي دو دوره عهده‌دار اين سمت شده‌اندكه البته اين يك قانون نانوشته است كه اگر برخي از مسائل از جمله مسائل اقتصادي مورد توجه قرار نگيرد ممكن است كه اين قانون نانوشته تغيير كنديا كانديدايي از سوي جناح مخالف مطرح شده و مورد حمايت قرار گيرد كه اين معادله را به هم ريزد.
در هر حال اصولگرايان تا به حال بر كانديداتوري محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري آينده تاكيد كرده‌اند و حتي طرح عبور از احمدي‌نژاد را نيز منتفي دانسته‌اند.در مقابل، جناح اصلا‌ح‌طلب با ورود رسمي مهدي كروبي به عرصه كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري دهم، عزم جدي خود را براي اين مهم اعلا‌م كردند. ‌
گرچه از سوي برخي جناح‌هاي اصلا‌ح طلب، استقبال گرمي از اعلا‌م كانديداتوري كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي صورت نگرفت، اما شواهد و قرائن نشان مي‌دهد مهدي كروبي بر عزم خود استوار است و قصد كناره‌گيري ازنامزدي رياست جمهوري آينده را هم ندارد.
اين در حالي است كه اصرار و تلا‌ش براي معرفي سيد محمد خاتمي براي كانديداتوري نيز افزايش يافته اما وي هنوز موضع خود را اعلا‌م نكرده است، شايد وي اصلا‌ كانديدا نشود.رئيس‌جمهور پيشين كشورمان در جايي مي‌گويد؛ "اگر مردم بخواهند كانديداي رياست جمهوري مي‌شوم" اما درجايي ديگر مي‌گويد؛ "منتظر معرفي كانديداي محبوب از سوي جناح اصلا‌ح طلب باشيد." كه اين دوگانه گويي نشان مي‌دهد كه اولا‌ كانديداي محبوب آنها مهدي كروبي دبيركل حزب اعتمادملي نخواهد بود، چون او خود را فارغ از ديگر احزاب اصلا‌ح طلب وبه عبارت بهتر ((مستقل)) معرفي كرده است.كانديداي محبوب نيز خود خاتمي نمي‌تواند باشد، وبه نظر مي‌رسد او به فرد ديگري اشاره دارد.
آن فرد چه كسي مي‌تواند باشد؟
گمانه‌زني هاي زياد بر سر يك كانديدا به وجود آمده است. از زمان آغاز بحث انتخابات آينده، خبرهايي در اين زمينه مطرح شده است.
يكي از خبرگزاري‌ها طي خبري اعلا‌م كرد، خاتمي به زودي عدم كانديداتوري خود را اعلا‌م كرده و ميرحسين موسوي را به عنوان كانديداي خود معرفي مي‌كند.
گرچه در دوره‌هاي پيشين هم ميرحسين موسوي به عنوان يكي از كانديداهاي مطرح بر سر زبان بود اما وي صراحتا اعلا‌م كرد كه قصد تسخير پاستور را ندارد. از زمان نخست‌وزيري مهندس ميرحسين موسوي چيزي حدود 20 سال مي‌گذرد. كه اين خود زماني براي به وجود آمدن يك نسل است، نسلي كه شايد او را به خوبي نشناسند. در اين ميان چند پرسش مطرح مي‌شود.
ـ آيا اصلا‌ح‌طلبان از ميرحسين موسوي حمايت خواهند كرد؟
ـ آيا ميرحسين موسوي كانديداي رياست جمهوري خواهد شد؟
ـ مهندس ميرحسين موسوي سياست‌هاي اصلا‌ح‌طلبان را مي‌پذيرد؟
ـ آيا اصولگرايان نيز راغب به كانديداتوري مهندس ميرحسين موسوي هستند؟
ـ در صورت كانديداتوري نخست‌وزير دوران جنگ اصولگرايان از او حمايت خواهند كرد؟
پرسش‌هايي است كه گرچه بايد به آنها پاسخ داده شود اما نياز به زمان است تا به پاسخ اين پرسش‌ها رسيد.
20 سال دوري از سياست، اقتصاد و كارهاي اجرايي و پرداختن به امور هنري روحيه ميرحسين موسوي را لطيف كرده و با زبري سياست ديگر سازگار نيست. آينده روشن خواهد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 15:17  توسط محمد صفري  | 

 
شيعيان فخرشان علي است؛ عشق‌شان علي است. ما به اين عشق ناياب و پايك مي‌باليم و عشق مي‌ورزيم و مهر مولايمان را در دلهايمان همچون آسمان آبي مي‌گسترانيم تا خورشيد علي بر قلبمان بتابد.

از شهادت مولاي عشق، ما زنده‌ايم و شيعه؛ از فخر شهادت امير شيعيان سعادتمنديم.

آيا مي‌توان باور داشت شمشير زهرآگين كين؛ فرق درياي عشق را بشكافد؟! مي‌توان باور داشت كه خورشيد را با شمشير قساوت خاموش كرد؟!

خورشيد نورانيتش را از گرماي وجود علي دارد؛ مگر مي‌شود خورشيد بي نام علي طلوع كند؟! دريا ابهتش را از امير انس و جان به عاريه دارد.

آن هنگام كه مولايمان با عشق پا به مسجد كوفه نهاد، مي‌دانست كه رفتني است، مي‌دانست كه آخرين نماز و آخرين روزه‌ي ماه خدا را دارد.

از هنگام كودكي كه با نام علي مأنوس شديم؛ با عشق او بزرگ شديم و با ياد او شبهاي قدر را سر كرديم. اما دريغ و صد حيف كه علي را نشناختيم. آري علي را آنطور كه بايد نشناختيم. اگر مي‌شناختيم كه اكنون اينگونه نبوديم؟!

مرحوم دكتر علي شريعتي مي‌گويد؛«بارها گفته‌ام و باز تكرار مي‌كنم كه انسان امروز به شناخت علي نيازمند است، نه به محبت و عشق به او، زيرا عشق و محبت، بدون شناخت نه تنها هيچ ارزشي ندارد ، بلكه سرگرم كننده و تخدير كننده و معطل كننده نيز خواهد بود.

علي را بايد به مانند يك انسان بزرگ سرلوحه‌ و سرمشق و به عنوان يك عاشق واقعي بشناسيم. بياييم علي را از نو بشناسيم، دوباره بشناسيم. علي واقعيتي است حقيقي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:45  توسط محمد صفري  |