تبليغاتX
آري اينچنين بود برادر ...
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان.......هزار باده ناخورده در رگ تاك است
 
روسيه مي گويد به اهداف خود در جنگ با گرجستان رسيده است. گرجستان نيز در اين باره كه آيا در اقدام حمله به اوستياي جنوبي به اهداف خود دست يافته است يا نه ، موضع گيري نكرده است، اما به نظر مي رسد روسيه به برخي از اهداف خود دست يافته است.

هدف روسيه از مقابله با گرجستان چه مي‌تواند باشد؟ گرچه مدودوف رئيس جمهور روسيه پايان عمليات نظامي را اعلام كرده و عملاً جنگ پايان يافته است، اما مقامات ارشد روسيه تلويحاً خواستار كناره گيري «ساكاشويلي» رئيس جمهور گرجستان كه با انقلاب مخملي غرب به قدرت رسيد، هستند.

لاوروف وزيرامورخارجه روسيه در همين زمينه به رئيس جمهور گرجستان پيشنهاد كرد كه از قدرت كنار برود. سرگي لاوروف همچنين افزود: مسكو در صدد براندازي دولت گرجستان نيست، اما «ميخاييل ساكاشويلي» رئيس جمهور اين كشور بهتر است از قدرت كناره گيري كند.

گرچه مي توان تا حدودي به گرجستان حق داد تا بتواند از تماميت ارضي كشورش دفاع كند، اما با توجه به استقرار نيروهاي حافظ صلح در منطقه اوستياي جنوبي و حمله گسترده ارتش گرجستان به منطقه اي كه مي‌توان گفت هيچگونه ابزار دفاعي از خود ندارد،پرسش بزرگي را در ذهن ايجاد مي‌كند.

فيدل كاسترو رئيس جمهور سابق كوبا كه امروز تولد 82 سالگي خود را جشن مي‌گيرد در مقاله‌اي در روزنامه «گرانما»ي كوبا به نكته جالبي اشاره كرده است.

فيدل نوشته است:«رئيس جمهور آمريكا در اجلاس آوريل گذشته سران پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در بخارست روماني به رئيس جمهور گرجستان براي ورود اين كشور به ناتو قول حمايت داد ، موضوعي كه به منزله وارد كردن خنجري تيز شده در قلب روسيه است.»

روسيه همواره با گسترش ناتو به شرق به ويژه در كشورهاي قفقاز و آسياي ميانه به شدت مخالفت كرده و براي جلوگيري از اين اقدام «ناتو» اينك متوسل به قدرت ماشين جنگي خود شده است.

كاسترو همچنين، انتخاب روز افتتاح المپيك 2008 پكن براي حمله به اوستياي جنوبي را از سوي گرجستان ، محور سوالي ديگر خود قرار داده است.اين كه مدودف رييس جمهور روسيه اعلام كرده است كه به اهداف خود دست نيافته است ، پر بيراه نيست.

شايد اكنون جايگزيني براي «ساكاشويلي» وجود نداشته باشد اما روسيه اميدوار است كه بتواند با افزايش ناآرامي ها در داخل گرجستان به اين هدف دست يابد.

روسيه تلاش مي‌كند گرجستان را زير نفوذ خود قرار دهد، مسكو از نفوذ غرب بر كشورهاي استقلال يافته شوروي سابق نگران است. به ويژه از گسترش ناتو و پيوستن اين كشورها به اين پيمان.

در هر صورت احتمال زياد اوستياي جنوبي و آبخازيا از گرجستان جدا خواهند شد و اين جدايي به خاطر سياست هاي اشتباه دولت گرجستان بود كه باعث رويگرداني مردم اوستيا از دولت تفليس شد.

در جنگ كوتاه مدت روسيه و گرجستان، آمريكا و اتحاديه اروپا نيز سودي نبردند، آمريكا نتوانست از نفوذ خود در گرجستان و حمايت هاي مالي و نظامي كه به دولت «ساكاشويلي» كرده است، بهره ببرد.

اتحاديه اروپا هم همين طور، اين اتحاديه نتوانست سياست روشن و سريعي را در اين قبال داشته باشد، چون وابستگي شديد
كشورهاي اروپايي به منابع انرژي نفت و گاز روسيه مانع از اتخاذ سياست سريع اين اتحاديه شد.

در هر صورت روسيه ابزارهايي براي رسيدن به اهداف بلند مدت خود در منطقه دارد كه در صورت نياز از آنها استفاده خواهد كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:17  توسط محمد صفري  | 

نمي‌دونم، يادم نيست كلاس چندم بودم كه آموزگارمون سوژه داد براي اين كه يك روز كاري يك خبرنگارو به نگارش در بياريم. من تا اون موقع كار خبري نكرده بودم و نمي‌دونستم بايد چي بنويسم، اما انشام خوب بود. يه چيزي نوشتم و آوردم، دست بر قضا وقتي خوندم همه خوششون اومد حتي آموزگارمون. اماپس از گذشت اين همه سال وفتي اون انشاء 24، 25 سال پيش و مي‌خونم مي‌گم؛ اه اه اين چيه نوشتي!؟ بگذريم! نمي‌خوام اون انشاء رو اينجا بنويسم اما يه مطلبي به مناسبت گراميداشت روز فرخنده و مبارك خبرنگار عزيز و محترم نوشتم تازه تازه از تنور دراومده؛ 

امروز روز خبرنگار است و به همين دليل روز خيلي خوبي براي ما هست، ما (خودمان را مي‌گويم)در اين روز خيلي شاد هستيم از همه جا به ما تبريك مي‌گويند و گل و هديه مي‌فرستند.

و ما در چنين روز فرخنده و مباركي مي‌فهميم كه مي­شود با گل و خودكار و خودنويس مثلا پاركر! سر خبرنگار را شيره ماليد.

اصلاً كار خبرنگاري چيز خوبي است. بايد در اين كار باشيد تا بفهميد كه چقدر خوب است.

باز هم اصلاً كار خبرنگاري خيلي خوب است. بيشتر به خاطر اين كه وقتي به يك برنامه‌ي خوب ميروي از ما پذيرايي مي‌كنند. در بعضي جاها پذيراييشان خيلي بهتر است. مثلاً در مراسم فرخنده و مبارك 18 تير كه بسيار روز خوبي بود از ما بسيار پذيرايي كردند. گاز اشك آور در كردند كه جايتان خيلي خالي بود. كتك هم بود مراسم سنگ پراني هم داشتيم خيلي قشنگ بود.اما گاز اشك آور را فكر مي كردم چيز ديگري است!

تازه يك عالمه مراسم هم براي ما برگزار مي‌كنند، ما آدمهاي خيلي مهمي هستيم كه برايمان اين همه مراسم مي‌گيرند و تقديرمان مي‌كنند. سخنراني هاي خوب خوب هم مي‌كنند.

چند سال پيش بود بهمان هديه دادند دستشان درد نكند خيلي قشنگ آبرويمان را بردند جلوي همه، خيلي قشنگ بود!

انگار مي‌خواهند دوباره آبرويمان را ببرند جلوي همه، ما به خاطر اين از آنها خيلي تشكر مي‌كنيم و از آن خيلي خيلي استقبال مي‌كنيم. ما خبرنگاران نمي‌دانيم كه چه جوري از اين محبت آنها! تشكر كنيم ما فقط مي‌توانيم خوشحالي كنيم و شادي كنيم و بخنديم.كار ديگري از دستمان بر نمي‌آيد.

تازشم وقتي كه يك سوژه بهت مي‌دهند تا آن را پيگيري كني و باز هم تازه مي‌فهمي بايد اون بنده خدا را له و لورده كني و دوباره تازه وقتي مقاومت مي كني و سردبيرت هم باهات چپ مي‌افتد خيلي خوشحال مي‌شويم!

خبرنگاري خيلي چيز خوبي است چون همه‌اش ما را ياد سخنراني‌هاي چندساعته مسئولين مي‌اندازد كه آنقدر مي‌نويسيم انگشت دستمان صاف مي‌شود و تا به حالت اولش برگردد يك عالمه طول مي‌كشد. تازشم بايد به همه نمايندگان زنگ بزنيم يا هر كسي كه از مسئولين است تا لز آنها مصاحبه بگيريم.

من به يكي از آنها زنگ زده بودم تا با او كه خيلي شخصيت مهمي بود! مصاحبه بگيرم. خيلي خوشحالي كردم كه او تلفنش را جواب داد.بعد گفت نيم ساعت ديگر زنگ بزنم منم گفتم چشم! بعد از نيم ساعت زنگ زدم، هر چه زنگ ميزدم آن شخصيت خيلي مهم بر نمي‌داشت. من بازهم خيلي خوشحال كردم.

يكبار هم با يك شخصيت خيلي مهمتر و گنده! هم داشتم مصاحبه مي‌گرفتم، خيلي خوشحال بودم، اما صدايش ضبط نشده بود كه من به همين خاطر خيلي خوشحالتر هم شدم چون ديگر نبايد آن را پياده مي‌كردم و به همين خاطر هم قدرداني شد از من!

يك روز دختر كوچكم گفت؛ امروز چند شنبس بابا؟ گفتم امروز شنبس. گفت اي واي چقدر بد فردا شما شيفتي و من به اين خاطر كه فر دا شيفت بودم تا ساعتيك نصف شب خيلي خوشحالي كردم!

امروز اصلاً ما خيلي خيلي خوشحالي مان مي‌آيد نمي‌دانيم ديگر بايد چكار كنيم كه بيشتر از اين خوشحاي نشيم.

اين بود انشاي من در باره روز خبرنگار!

آقا انشامون خوب بود؟

بيابرو بشين ببينم اين چرت و پرتا چي بود نوشتي خجالتم نميكشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 9:48  توسط محمد صفري  | 

 
گوردون براون يكسال پيش نخست وزيري را از توني بلر تحويل گرفت. پس از گذشت يكسال ضعف هاي نخست وزير حزب حاكم نمايان شد. گرچه اعضاي حزب كارگر انگليس مخالفان وي بودند اما حمايت مردم را به همراه داشت.

گوردون براون در آغاز نخست وزيري وعده هاي بسياري داد. تغيير در سياست هاي اقتصادي براي بهبود وضعيت اقتصادي مردم و تغيير در سياست هاي خارجي از جمله تغيير سياست انگليس در عراق و افغانستان. اما پس از گذشت يكسال مردم انگليس هنوز نتوانسته اند عدم تغييرات وعده داده شده از سوي «براون» را براي خود هضم كنند.

كاهش شديد قيمت خانه در انگليس ، افزايش نرخ تورم ، پايين آمدن سطح رفاه عمومي و مسايل عراق و حضور نظامي انگلستان در اين كشور و هزينه هاي سنگين مادي و معنوي حضور در عراق مسايلي است كه دامنگير گوردون براون است.

گرچه «براون» با شعار تحول در انگليس ، نخست وزير شد اما به نظر مي رسد در اين يكسال گذشته نتوانسته است كاري انجام دهد.

در نظرسنجي كه موسسه «YouGov» انجام داده است ، محبوبيت گوردون براون نخست وزير انگليس به پايين ترين حد خود ر سيده است.

در اين نظرسنجي كه در روزنامه ديلي تلگراف به چاپ رسيده ، تنها 15 درصد انگليسي هايي كه در نظرسنجي شركت كرده اند ، معتقدند براون ، عملكرد خوبي داشته است.

اين ميزان ، پايين ترين سطح تاييد يك نخست وزير از سوي مردم ، پس از دوره نخست وزيري جان ميجر از حزب محافظه كار در سال 1995 است.

اين كم اقبالي به خاطر سياست هايي است كه از زمان «توني بلر» وجود داشته و از آن زمان تاكنون تفاوتي هم در اين سياست هاي بوجود نيامده است.

بلر محبوبيت خود را بخاطر سياست هايي كه در عراق اتخاذ كرد ، از دست داد و «گوردون براون» نيز دنباله رو همان سياست هاست.

همين كاهش محبوبيت و بدبين شدن مردم انگليس باعث خواهد شد كه تعداد راي دهندگان دوره بعد ، كاهش يابد چون گمان مي كنند راي آنها تاثيري در تغييرات وعده داده شده كه در زمان بلر هم اجرايي نشد ، نخواهد داشت.

احتمال زياد مي رود گوردون براون ، بزودي جاي خود را به فرد ديگري بدهد.

وزيرخارجه دولت «براون» براي تصدي پست نخست وزيري تلويحا آمادگي خود را در اين زمينه اعلام كرده است.

«ديويد ميليبند» با چاپ مقاله اي در روزنامه گاردين ، ضرورت بازسازي در حزب كارگر را يادآور شده است.

وزير خارجه انگليس در اين مقاله از نمايندگان حزب كارگر خواسته است تا در نگرش ها و سياست هاي خود تجديد نظر كرده و با نگاهي جديد به جلو حركت كنند.

وي نوشته است: در اين كه شرايط به نفع ما نيست ، هيچ شكي وجود ندارد ولي من معتقدم ما مي توانيم در انتخابات آينده پيروز شويم.

«ميليبند» در مقاله خود كه در روزنامه گاردين چاپ شده از «ديويد كمرون» رهبر حزب محافظه كار انگليس انتقاد كرده و نوشته است: او فردي پوچ است كه توانايي ايجاد تغيير در سياست هاي انگليس را ندارد.

واهمه ميليبند از به قدرت رسيدن «ديويد كمرون» به جاست. چون رهبر حزب محافظه كار برداشت متفاوتي از دولت در ذهن دارد.

كارشناسان مسايل انگليس معتقدند اگر كمرون به قدرت برسد احتمال تغييراتي در سياست وجود دارد.

ضعف دولت حاكم ، قطع زنجيره ارتباط با مردم انگليس است. آنها چقدر با ديدگاه هاي مردم درباره مسايل سياسي و اقتصادي همراه هستند؟

مردم انگليس از حضور سربازانشان در جنگ عراق و افغانستان بيزارند.

كارشناسان مسايل اقتصادي و سياسي ، شرايط مردم انگليس را سخت مي دانند و اعتقاد دارند كه بايد سياست هاي اقتصادي و سياسي دولت تغيير يابد تا روند اوضاع انگليس بهبود پيدا كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 8:25  توسط محمد صفري  |