
برخي كارشناسان مسايل سياسي و رسانه ها اين رويكرد تازه آمريكا در حضور پاي ميز مذاكره 1+5 با جمهوري اسلامي ايران را تغيير سياست و استراتژي تعبير كرده اند. اما اين رويكرد را مي توان به عنوان يك تغيير تاكتيك از سوي مقامات ارشد آمريكا دانست.
پرسش اساسي در اين ميان اين است كه انگيزه آمريكا از اين چرخش براي حضور نماينده خود در كنار ديگر اعضاي مذاكره كننده هسته اي با جمهوري اسلامي ايران چيست؟
تغيير تاكتيك جرج بوش از اين حيث مهم تلقي شده است كه آمريكا پيش از اين تاكيد داشت تا هنگامي كه جمهوري اسلامي ايران غني سازي اورانيوم را تعليق نكند در مذاكرات شركت نخواهد كرد.
اما اكنون آمريكا با زير پا گذاشتن سياست قديمي خود ، بازي تازه اي را در شطرنج هسته اي آغاز كرده است.
مك كورمك سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا در همين باره گفته است: در اين تصميم (اعزام برنز به ژنو) نشانه اي پر رنگ به جهان و علامتي پررنگ براي دولت ايران است كه ايالات متحده به ديپلماسي معتقد است...
عليرغم تحليل هاي گوناگون از اين رويكرد ، مقامات آمريكايي در مواضع خود كه طي چند روز گذشته اتخاذ شده است ، انگيزه خود را در اين زمينه آشكار كرده اند و تحليل هايي كه معتقد بر تغيير استراتژي آمريكا تلقي شده بود را منتفي ساختند.
مقام هاي آمريكايي در پاسخ به اينگونه تحليل ها ، اين تغيير رويكرد را تنها يك تغيير تاكتيك اعلام كرده اند.
هدف اين تغيير تاكتيك چيزي جز رساندن اين پيام به مقامات جمهوري اسلامي ايران نيست كه آمريكا نشان دهد تلاش مي كند براي مسئله هسته اي ايران راه حلي ديپلماتيك بيابد و به جهانيان نيز نشان دهد كه آمريكا همه راه هاي ديپلماتيك را رفته است و اين ايران است كه بر خواسته خود پافشاري مي كند و اين مسئله را در افكار عمومي جهان القاء كند كه ايران از خود انعطاف سياسي نشان نمي دهد و ما (آمريكايي ها) حتي از سياست پيشين خود مبني بر تعليق غني سازي اورانيوم و سپس حضور در پاي ميز مذاكره به همراه ديگر كشورهاي 1+5 (كه اكنون به 1+6 تبديل شده است) كوتاه آمديم.
در بخش ديگر تغيير تاكتيك آمريكا ، افزايش شديد قيمت نفت كه به معضل اقتصادي جهان تبديل شده است را مي توان يكي از دلايل اين تغيير دانست.
پس از انجام موفقيت آميز رزمايش پيامبر اعظم 3 ، قيمت نفت در بازارهاي جهاني افزايش چشمگيري يافت.
سخنگوي كاخ سفيد نيز درباره فرستادن ويليام برنز به ژنو گفت:«چيزي تغيير نكرده است. اگر جمهوري اسلامي ايران بسته پيشنهادي 1+5 را نپذيرد ، مذاكره اي در كار نخواهد بود و سپس تحريم هاي بيشتري عليه ايران اعمال خواهد شد».
«دانا پرينو» همچنين در سخنان خود ، تهديد كرد كه «اين حضور آمريكا فقط يكبار اتفاق مي افتد. ما آنجا (ژنو) خواهيم بود تا حرفها را بشنويم. نمي رويم كه با ايران مذاكره كنيم».
شايد بتوان اين تغيير تاكتيك آمريكا را يك گا م به جلو در تغيير سياست هاي امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران دانست.
آمريكا بارها اعلام كرده است كه بدون برآورده شدن پيش شرط تعليق غني سازي اورانيوم از سوي ايران ، گفتگوي مستقيم بامقامات و مسئولين هسته اي ايران نخواهد داشت.
به نظر مي رسد كه هم اكنون نيز همينگونه است. آمريكا ناظر خود را به مذاكرات «ژنو» فرستاده بود.

دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران روز گذشته(يكشنبه)در حاشيهي جلسه هيئت دولت در پاسخ به اين پرسش كه نظر شما در باه طرح تأسيس دفتر حافظ منافع آمريكا در تهران چيست؟ اعلام كرد؛ «براي نزديكي دو ملت ايران و آمريكا از هر پيشنهادي حتي اگر از سوي مقامات كاخ سفيد باشد، حمايت ميكند.»
طرح موضوع نزديكي دو ملت ايران و آمريكا از سوي رئيس جمهور در پاسخ به اين طرح، ديپلماسي زيركانهاي است كه احمدي نژاد به سياست تازه واشنگتن نشان داد.
اما منابع آگاه در وزارت خارجهي آمريكا در همين زمينه اعلام كردهاند كه آنچه در حال حاضر ايالات متحده در نظر دارد اين است كه كارمنداني آمريكايي به تهران بفرستد كه داراي موقعيت و جايگاه ديپلماتيك باشند.
طرح موضوع تأسيس دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران با تحليلها و واكنشهاي متفاوتي روبرو شد.
برخي صاحب نظران و كارشناسان مسائل سياسي و روابط ايران و آمريكا، معتقدند كه طرح اين موضوع از سوي آمريكا بر اساس اهداف خاصي صورت گرفته است و بر همين اساس تأكيد دارند كه بايد آمريكا نيت خود را از اين اقدام شفاف سازي و همچنين در اين زمينه اطمينان و اعتماد سازي كند.
برخي ديگر از اين موضوع استقبال كرده و آن را راهي براي كنار گذاشتن كدورتها و اختلافات و مشكلات ميان دو كشور تلقي كردهاند.
در همين زمينه دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي موضع خود را در بدو طرح اين موضوع اينگونه اعلام كرده بود؛«طرح ايجاد دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران از شايعات فريبكارانه است»
لاريجاني با بيان اين كه آمريكاييها در گفتههايشان ثابت قدم نيستند، افزود:«دو سال پيش دولت ايران اعلام كرد تا آمريكا اجازه دهد هواپيماهاي حامل ايرانيان بتوانند مستقيماً به آمريكا بروند، بنابر اين اگر آنها صادث بودند بايد در اين رابطه جواب ميدادند.»
جورج بوش رئيس جمهور آمريكا كه تا اواسط آبان ماه سالجاري در مسند قدرت قرار دارد، با طرح اينگونه مسائل سعي ميكند تا اعتبار سياسي خود را بازيابد و شفاف كند و يكي از آن برنامهها طرح موضوع تأسيس دفتر حافظ منافع ايالات متحده در ايران است.
آمريكا چنين تجربهاي را كوبا هم دارد، يعني دفتر حافظ منافع واشنگتن در هاوانا بزرگتر از دفاتر نمايندگيهاي ديپلماتيك بسياري از كشورهاي خارجي است كه در هاوانا مستقر هستند. عمده فعاليت اين دفتر در هاوانا صدور ويزا براي كوباييهاي مخالف و برقراري ارتباط با اپوزيسيون داخلي است.
اما همانطور كه دكتر لاريجاني مطرح كرد كه آمريكاييها در گفتههايشان ثابت نيستند، به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه در خلال طرح موضوع تأسيس دفتر حفاظت از منافع آمريكا در ايران كه با حضور ديپلماتهاي آمريكايي همراه خواهد بود، تصويب بودجهي 400 ميليون دلاري توسط جو.رج بوش براي انجام عمليات محرمانه و براندازانه عليه جمهوري اسلامي ايران و با كنار هم گذاشتن اين دو، به نتيجه ميتوان رسيد كه طرح موضوع تأسيس اين دفتر در تهران بيشتر به يك نيرنگ و ترفند سياسي شبيه باشد تا يك اقدام جدي از سوي آمريكاييها.
حضور ديپلماتهاي آمريكايي در تهران اهدافي را دنبال ميكند كه يكي از آنها انجام امور كنسولي همچون صدور ويزا براي ايرانيان خواهد بود.
اما هدف اصلي از تأسيس چنين دفتري چيزي جز افزايش ارتباط با گروههاي سياسي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران در داخل و منطقه نيست.
در هر حال بايد در اين باره بسياري از مسائل حل و فصل شود و موانع بسياري از پيش پاي دو طرف كنار رود، به ويژه موانعي كه از سوي واشنگتن ايجاد شده است.
تأسيس دفتر حفاظت از منافع آمريكا در ايران نيازمند پيش درآمدهايي است كه به اين سرعت امكان تحقق آن درآينده نزديك ديده نميشود.
