تبليغاتX
آري اينچنين بود برادر ...
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان.......هزار باده ناخورده در رگ تاك است

سفير انگليس در تهران سال گذشته در مصاحبه‌اي كه با او داشتم نسبت به روند مناسبات ايران و دولتش خوشبين بود و سعي خود را بر آن گذاشته بود تا ذهنيت منفي مردم ايران تغيير دهد، اما اينبار گفت:ادعا نمي‌كنم و اصلاً تكبر ندارم كه بخواهم ادعا كنم ممكن است بتوانم تحول بسيار بزرگي در اين زمينه ايجاد كنم.

يكشنبه بيست و چهارم تيرماه ساعت 11:30 و در اوج گرماي تابستان تهران و بعد از گذشت يك سال، براي دومين بار عازم سفارت انگليس واقع در خيابان فردوسي شديم تا بار ديگر با «جفري دوين آدامز» گفتگويي انجام دهيم.
وارد ساختماني شديم با قدمت 135 سال كه خاطرات زيادي در سينه دارد و مدت‌هاست شاهد تجمعات دانشجويي در اعتراض به رفتارهاي خصمانه دولتمردان اين كشور است و آدامز در گفتگوي سال گذشته اميدوار بود كه ديگر شاهد اين تجمعات نباشد.
بار ديگر به همان اتاقي كه سال قبل (هفتم تيرماه 1385) ديدار در آن جا انجام شده بود.
آدامز در ابتدا ضمن سلام و احوالپرسي با همان نشاط و تحركي كه سال گذشته در وجودش بود به اين نكته اشاره كرد كه زبان فارسي‌اش نسبت به سال گذشته بهتر نشده است و ما هم به او گفتيم كه اين موضوع خوب نيست.
آدامز كه در رشته تاريخ اسلام و سياست خاورميانه در دانشگاه آكسفورد تحصيل كرده در سال 1979 ميلادي به سرويس ديپلماتيك انگليس پيوسته و در كشورهاي مختلفي از جمله عربستان، فرانسه، آفريقاي جنوبي و مصر فعاليت كرده است.
وي كه پيش از آمدن به تهران رئيس دفتر شخصي جك استراو وزير خارجه اسبق انگليس بوده قبل از آن هم در سمت كنسول كل بريتانيا در بيت المقدس (اورشليم) فعاليت كرده است.
سفير كنوني انگليس در كشورمان كه داراي سه فرزند است، پس از پايان مدت مأموريت «دالتون» سفير سابق، فروردين ماه سال گذشته وارد تهران شد.
عليرغم تعيين 45 دقيقه براي اين گفتگو، ولي صحبت به درازا كشيد و گفتگوي ما با ذكر داستاني در خصوص نخستين سفير انگليس در تهران آغاز شد.
مشروح گفتگوي با «جفري دوين آدامز» سفير انگليس در تهران را در ذيل مي‌خوانيد.

آدامز در ابتدا به موضوعي در خصوص نخستين سفير انگليس در ايران اشاره كرد و گفت: در عكس‌هاي نخستين سفير انگليس در ايران مربوط به 200 سال پيش، سفير، پوتين بلند قرمز رنگي به پا داشته است و انگار يك گالش جير روي پوتين‌ها پوشيده است.
داستان از اين قرار است؛ زماني كه اولين سفير انگليس در ايران براي نخستين بار به اصفهان وارد شد و مي‌خواست به دربار پادشاه ايران برود، به او گفتند هر كسي كه مي‌خواهد به ديدن شاه بيايد بايد پوتين‌هايش را از پا در آورد.
سفير در پاسخ مي‌گويد؛ من نماينده ملكه ويكتوريا هستم و نمي‌توانم پوتين‌هايم را در بياورم.
چندين هفته مذاكراتي براي يافتن راه ‌حلي براي اين مسئله انجام شد و در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه پوتين‌هايش را به پايش نگهدارد ولي روي آنها روكش‌هاي (قرمز رنگ) بپوشد كه از دور جوراب به نظر بيايد و بالاخره هر دو طرف راضي شدند.
عليرغم اينكه ديپلمات انگليسي پوتين‌هايش را به پايش نگهداشت ولي از نظر ايران يك حركت احترام آميز در قبال پادشاه ايران انجام شد.
اين داستاني است كه ديپلمات‌ها از شنيدن آن بسيار خوشحال مي‌شوند، به اين معناست كه مي‌توان از طريق مذاكرات به نتايج و دستاوردهاي خوشحال كننده‌اي دست يافت.

*فارس: شما اين داستان را به عنوان پيش زمينه مصاحبه عنوان كرديد؟
- آدامز: بي ارتباط با آن چه درباره آن قرار است صحبت كنيم، نخواهد بود.

* فارس: سياست معامله دو طرفه است و هر دو طرف بايد از آن سود ببرند.
- آدامز: گاهي اوقات چندجانبه است.

* فارس: با توجه به تغيير دولت انگليس و روي كار آمدن «گوردن براون» به عنوان نخست‌ وزير، سؤال اول را با رويكرد «آنتوني گيدنز» جامعه شناس انگليسي و تئوريسين حزب كارگر آغاز مي‌كنم. گيدنز توصيه‌هايي را در زمان بلر و براون براي سياست‌هاي داخلي و خارجي انگليس مطرح كرده است.
گيدنز نظريه‌اي به نام «راه سوم» مطرح مي‌كند كه در آن توصيه‌هايي به دولت ارائه كرده است. نظر شما در اين خصوص چيست؟
- آدامز: تصور مي‌كنم نظر ايشان در دوره خاصي حدود 10 سال پيش بسيار تاثيرگذار بوده است.
البته كتاب گيدنز را مطالعه نكرده‌ام و نمي‌توانم با اقتدار كامل در مورد ديدگاهش نظر بدهم.
حدود 10 سال پيش در اواسط دهه 90 ميلادي آقاي گيدنز نظريه‌اي را مطرح كرد مبني بر اينكه بايد تقابل‌هاي تجريدي (چپ و راست) را كنار بگذاريم.
توني بلر با اين نظريه كاملاً مرتبط بود و كلينتون نيز در آمريكا طرفدار چنين نظريه‌اي بود.
به نظر مي‌آمد برچسب‌هاي چپ و راست كه بيش از 100 سال اعمال مي‌شد، نمي‌توانست موضوعيت داشته باشد.
نبوغ گيدنز در اين بود كه توانست اين موضوع را به صورت تئوري مطرح و مثل «كريستال» آن را روشن كند و نام و برچسب راه سوم را به آن بدهد و اعلامش كند.
ممكن است اين روزها ما در مورد راه سوم چيز زيادي نشنويم ولي اين به آن معنا نيست كه اين تئوري سهم بزرگي در ايجاد اين تفكر سياسي در اين روزها نداشته است.

* فارس: آقاي براون چقدر توصيه‌هاي گيدنز را اجرايي و عملياتي خواهد كرد؟
- آدامز: اگر صادقانه بخواهم بگويم؛ نمي‌دانم. پاسخ خود را براساس آن چه آقاي براون تا به حال در مورد سياست خارجي گفته و به آن عمل كرده مطرح مي‌كنم.
همان طور كه بسياري از تحليلگران هم توجه كرده‌اند دو عنصر اصلي در گفته‌ها و سياست‌هاي آقاي براون بوده يكي عنصر استمرار و ديگري عنصر تحول كه قرار است اين دو عنصر در كنار هم كار كنند.
ما مي‌توانيم استمرار را در برخي زمينه‌ها ببينيم، دليلش اين است كه آقاي براون بيش از 10 سال يكي از مقامات عاليرتبه دولت گذشته بود.
بنابراين ترك كامل آن چه در دولت گذشته به عنوان سياست اعمال مي‌شده شگفت‌انگيز خواهد بود، زيرا آقاي براون خود عضوي از آن بوده است.
ولي در عين حال آقاي براون همان طور كه در كردار و بياناتش مشخص كرد مي‌خواهد دوره نخست‌وزيري‌اش آغاز دوران تحول و تغيير باشد و براي اثبات اين ديدگاه تنها 24 ساعت بعد از انتصابش، گستره وسيعي از اصلاحات مرتبط با قانون اساسي را پيشنهاد كرد كه بخش بزرگي ازاين برنامه‌ اتفاقاً توسط «جك استراو» وزير دادگستري به پيش خواهد رفت.
آن چه مردم از اين تغييرات مي‌فهمند، افزايش قدرت پارلماني در انگليس براساس اصلاحاتي در قانون اساسي است كه مي‌تواند به ضرر قوه مجريه باشد.
به عنوان مثال از اين پس يكي از پيشنهادات اين خواهد بود كه اگر انگليس قرار باشد وارد جنگي شود، پارلمان بايد نسبت به آن رأي بدهد، كه اين مي‌تواند يكي از تغييرات مهمي باشد كه در گذشته وجود نداشته و در حال حاضر اعمال مي‌شود.
اگر بخواهم خلاصه كنم مي‌توانم بگويم اندكي بيش از يك هفته كه ايشان در قدرت قرار گرفت، هم مي‌توان عناصري از استمرار سياست‌هاي سابق و هم نشانه‌هايي از تغيير و تحول عميق در برخي از زمينه‌ها را شاهد باشيم.

* فارس: گيدنز در نامه‌اي به گوردون براون توصيه كرده كه نيروهاي انگليسي بايد هر چه سريع‌تر از عراق خارج شوند و علاوه بر آن بر استقلال انگليس در تصميم‌گيري‌هايش و جدا كردن راه لندن از واشنگتن تأكيد كرده است. آيا آقاي براون به اين توصيه‌ها عمل خواهد كرد؟ گيدنز در اين نامه قضيه عراق را به عنوان تراژدي غرب توصيف كرده است.
- آدامز: نامه‌اي كه اشاره كرديد نديده‌ام، ولي متوجه نكته‌اي كه مطرح كرديد، هستم.
خروج نيروهاي انگليسي از عراق و روابط با آمريكا، از موضوعاتي هستند كه اين روزها سبب مباحثات و گفتگوهاي بسيار زيادي شده است.
آن چه در موضع‌گيري‌هاي آقاي براون و ساير وزرا بخصوص «ديويد ميليبند» وزير خارجه به آن توجه كردم اين است كه همه آنها سعي مي‌كنند از تغيير موضع ناگهاني پرهيز كنند. به عنوان مثال در مورد عراق كه مسئله بسيار دشواري نيز هست، آقاي براون به عنوان نخست‌وزير و آقاي ميليبند به عنوان وزير خارجه هر دو اعلام كرده‌اند كه تغيير ناگهاني را در مواضع انگليس شاهد نخواهيم بود.
هم نخست‌وزير و هم تمامي دولت، علاقه‌مندند كه نيروهاي انگليسي در اولين فرصت ممكن از عراق خارج شوند.
سؤال و مسئله اين است كه آيا بايد جدول زماني براي خروج اين نيروها بگذاريم و يا اينكه خروج اين نيروها را به درخواست دولت عراق و توانمندي‌هاي اين دولت در انجام مسئوليت‌هايي كه در حال حاضر اين نيروها دارند، وابسته كنيم.
اين همان چيزي است كه آقاي براون سعي كرده رويكرد خود را بر اساس آن استوار كند كه به محض اينكه نيروهاي عراقي بتوانند در تمام عراق، ظرفيت حفظ امنيت را داشته باشند، نيروهاي انگليسي قادر و آماده خواهند بود آن جا را ترك كنند.
همان طور كه مي‌دانيد، اين كاملاً به ظرفيت نيروهاي عراق براي اطمينان حاصل كردن از وجود امنيت براي تمام عراقي‌ها در اين كشور بستگي دارد كه يكي از مهمترين مسائل موجود در عراق است.

* فارس: آيا فكر نمي‌كنيد حضور نيروهاي نظامي خارجي در عراق باعث تشديد بحران در اين كشور شده است؟ آيا فكر نمي‌كنيد چهار سال حضور نظامي گسترده به همراه جنايات صورت گرفته عليه مردم عراق به مشكلات اين كشور كمك نكرده است؟
- آدامز: مشخص است كه هيچ كس نمي‌تواند از شرايط فعلي عراق اظهار رضايت كند. خشونت و كشته شدن مردم بيگناه واقعاً هولناك است، همان طور كه مردم ايران احساس مي‌كنند، اين مسئله خيلي هولناك است، مردم انگليس نيز چنين تصوري دارند.
هر چيزي بتواند اين خشونت را كاهش دهد و به مردم عراق كمك كند تا به زندگي عادي خود بازگردند، هدف ما نيز هست.
آن چه همه ما بايد بر آن تأكيد كنيم تمركز و توجه بسيار به اقتدار و قدرت دولتي است كه در عراق به صورت دموكراتيك انتخاب شده است.
تصورم اين است كه مشكلات عراق در نهايت پاسخي منبعث از خود عراق خواهد داشت. نهايتاً خود مردم عراق خواهند بود كه تصميم مي‌گيرند وضعيت فعلي كافي است و راه‌ حلي براي آن پيدا مي‌كنند.
آن چه ما به عنوان خارجي‌ها مي‌توانيم انجام دهيم اين است كه به آنها از لحاظ سياسي كمك كنيم تا به اهداف خود دست يابند.
در جنوب عراق كه نيروهاي انگليسي مسئول امنيت آن هستند، شاهد بوديم كه در راستاي اين هدف پيشرفت‌هايي حاصل شد.
در آغاز، نيروهاي انگليسي در چهار استان جنوبي عراق حضور داشتند و به تدريج با افزايش توان نيروهاي عراقي براي قبول مسئوليت امنيتي، نيروهاي انگليسي از سه استان عقب نشيني كردند. ما منتظر هستيم كه اين لحظه (خروج نيروهاي انگليسي) نيز براي استان بصره فرا برسد.
به محض اينكه با دولت عراق به اين توافق برسيم كه نيروهاي عراقي مي‌توانند از پس مسائل امنيتي بصره برآيند، با آنها خداحافظي خواهيم كرد و از آن جا خواهيم رفت. اين همان روندي است كه در تمامي عراق در حال انجام است.

* فارس: برخي ادعاها از سوي آمريكايي‌ها مطرح مي‌شود،مبني بر اين كه ايران در مسائل عراق دخالت مي‌كند يا تجهيزات و مهمات نظامي به اين كشور ارسال مي‌كند. آيا شما نيز بر چنين اعتقادي هستيد؟
- آدامز: آن چه مي‌دانم اين است كه مقامات ايراني در گفتگوهايشان با من همواره روشن كرده‌اند كه از دولت منتخب دموكراتيك عراق پشتيباني و از هرگونه اقدامي كه سبب ايجاد امنيت در عراق شود، حمايت مي‌كنند.
پاسخ من نيز اين بوده كه بسيار خوب است، ما نيز چنين هدفي را دنبال مي‌كنيم. آن چه بايد انجام دهيم اين است كه بايد زمينه عملي اين ديدگاه‌هاي مشترك سياسي را نيز فراهم كنيم.

* فارس: آقاي براون بدون انتخابات پارلماني به عنوان نخست‌وزير انگليس برگزيده شد.
- آدامز: برخي ممكن است از اين اتفاق خيلي شگفت زده شوند، ولي در نظام انگليس، حزب اكثريت در پارلمان مي‌تواند دولت را تشكيل دهد.
اين واقعيت كه رياست و رهبري حزب كارگر تغيير كرده آن حقيقت ديگر را كه هنوز حزب كارگر اكثريت را در پارلمان دارد، تغيير نمي‌دهد و اين واقعيت را منعكس مي‌كند كه ما داراي يك دموكراسي پارلماني هستيم نه دموكراسي وابسته به رياست جمهوري.

* فارس: براساس اخبار منتشره حدود 60 الي 70 درصد مردم انگليس خواستار برگزاري انتخابات پارلماني زود هنگام هستند.
- آدامز: ارقامي كه عنوان كرديد را ملاحظه نكرده‌ام و هيچ الزامي نيز وجود ندارد كه چنين باشد. يكي از احتمالات اين است كه آقاي براون به اين نتيجه برسد كه انتخابات پيش رس پارلماني داشته باشد. ولي اگر آقاي براون بخواهد چنين كاري انجام دهد من هنوز خبر ندارم. به من حرفي نزده است. احتمالاً من آخرين نفري هستم كه خبردار خواهم شد!

* فارس: احساس مي‌شود مشروعيت در دولت انگليس وجود ندارد، زيرا بر اساس روال گذشته همه نخست‌وزيرهاي انگليس از طريق انتخابات پارلماني به اين سمت منصوب مي‌شدند. اين احتمال وجود دارد كه به خاطر اين قضيه آقاي براون با عدم مشروعيت مردمي روبرو شود.

- آدامز: نكته‌اي كه شما اشاره كرديد را متوجه مي‌شوم، ولي سيستم ما يك مقدار متفاوت است. اين پارلمان است كه منتخب مردم است و اين پارلمان است كه مي‌تواند به شكل يكپارچه‌اي نظر خود را اعلام كند. اين اكثريت پارلماني است كه مي‌تواند دولت جديد را تشكيل دهد.
در انتخابات پيشين انگليس، حزب كارگر اكثريت را كسب كرد، بنابراين حق ادامه حيات و حكومت كردن را داراست.
افراد مي‌توانند تغيير يابند، همان گونه كه در حال حاضر اين اتفاق رخ داده و ديديم. در ابتدا يك وزير خارجه منصوب شد بعد تغيير يافت بعد از آن، شكل كابينه تغيير كرد. اين اتفاقات هميشه همه جا رخ مي‌دهد. آن حزب حاكم است كه اكثريت را در پارلمان دارد.

* فارس: اتفاقات تازه‌اي اخيراً در موضوع هسته‌اي ايران رخ داده و اخبار خوبي نيز از آن برداشت مي‌شود. با نگاهي به رفتار گذشته غرب با پرونده هسته‌اي ايران شاهد بوديم كه زماني پرونده ايران به شوراي امنيت رفت، يك اقدام غيرقانوني صورت گرفت. در حالي كه اين پرونده بايد در آژانس و شوراي حكام مورد بررسي قرار مي‌گرفت و عملاً اين روند طي نشد.
گزارشات البرادعي حاكي از عدم انحراف ايران بود و بازرسان آژانس نيز در بازرسي‌هاي متعدد از تأسيسات هسته‌اي ايران بر اين موضوع تاكيد كردند و اخيراً نيز توافق شد از آب سنگين اراك بازديد كنند.
چرا اين پرونده به شوراي امنيت رفت؟
كشورهايي مانند اسرائيل، هند، پاكستان و ... هستند كه به سلاح هسته‌اي دست يافته‌اند، ولي اقدامي در قبال آنها صورت نمي‌گيرد.
با توجه به اينكه مسئولين رده بالاي ما بارها و قاطعانه اعلام كردند كه هيچ اقدامي در راستاي دسترسي به سلاح هسته‌اي انجام نداده و نخواهند داد. چرا با پرونده ايران به صورت ناعادلانه و غيرمنصفانه رفتار مي‌شود؟
- آدامز: همواره با خودم فكر مي‌كردم مسئله هسته‌اي در اصل مسئله «اعتماد» بوده و مسئله‌اي كه جامعه بين‌الملل در قلب مسئله هسته‌اي ايران مي‌ديد «عدم اعتماد» بود. در واقع جامعه بين‌الملل اعتماد خود را در رابطه با فعاليت هسته‌اي ايران از دست داد و صادقانه اذعان دارم كه ايران نيز متقابلاً اعتمادش را به غرب از دست داد.چالش پيش روي ما بازسازي آن اعتماد است.

* فارس: يعني اعتمادسازي از سوي دو طرف بايد انجام شود، اعتماد سازي از سوي غرب هم بايد باشد.؟
- آدامز: دقيقاً، بر اساس تعريف، اعتماد پديده‌اي است كه بايد دوجانبه اتفاق بيفتد. شما به تنهايي نمي‌توانيد اعتماد سازي كنيد.
ما به پيشنهاداتي كه آقاي سولانا دقيقاً يك سال پيش در تهران ارائه كرد به عنوان رويكردها و راهكارهايي براي اعتماد سازي مجدد نگاه مي‌كنيم.
بنابراين براساس چنين پيش زمينه‌اي، از هرگونه اقدامي كه در راستاي اعتمادسازي بيشتر بين ايران و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي انجام گيرد، مثل مواردي كه به نظر مي‌رسد در روزهاي گذشته اتفاق افتاد، كاملاً استقبال مي‌كنيم.
ما همواره از آن چه افزايش شفاف سازي را به دنبال داشته باشد و تفاهم متقابل ايجاد كند استقبال مي‌كنيم و خيلي خوب است.
فقط تنها چيزي كه بايد اضافه كنم اين است كه تمام آن چه كه گفتم به هيچ وجه اين وظيفه را از شانه ايران ساقط نمي‌كند كه بايد وظايفش را نسبت به شوراي امنيت سازمان ملل عملي كند.
يك نكته كوچك خدمت شما عرض مي‌كنم؛ فكر مي‌كنم موضوعي كه دو ديدگاه مختلف راجع به آن داريم اين است كه پرونده هسته‌اي ايران در حال حاضر در كجاست؟
از ديد ما پرونده هسته‌اي ايران هرگز از وين و حوزه كار وين خارج نشده است. ما هرگز فكر نكرديم كه چون شوراي امنيت در مورد پرونده هسته‌اي ايران دست به كار شد كار آژانس با اين پرونده تمام شده است. هيچ كدام جايگزين ديگري نمي‌شود.
بر خلاف تصور، بيشتر شدن همكاري‌ها بين ايران و آژانس به اعتماد سازي هر چه بيشتر كمك مي‌كند.
آن چه شخصاً بسيار به آن اميدوارم، اين است كه روحيه سازنده‌اي كه در گفتگوهاي چند روز گذشته آژانس و مقامات ايراني وجود داشته به ساير جنبه‌ها نيز سرايت كند و بتواند به نتايج مثبت و مفيدي منجر شود.

* فارس: انگلستان در كنار چهره معروف و دوست داشتني خود با واقعيات تلخ متعددي روبروست به عنوان مثال حدود 14 ميليون فقير، آمار بالاي جنايت، تضييع حقوق گروهي از شهروندان مثل مسلمانان، تضييع حقوق زنان و ... با چنين وضعيتي ادعاي دفاع از حقوق بشر در ديگر كشورها از چه مبناي محكمي برخوردار است؟
چرا دولت انگليس به جاي بزرگ نمايي مشكلات ديگر كشورها از جمله ايران، به اصلاح مشكلات خود اقدام نمي‌كند؟
- آدامز: (با تعجب) نخستين باري است كه در ايران نسبت به تضييع حقوق زنان انگليس مطلبي مي‌شنوم كه شما نسبت به آن معترضيد. شما يك جايزه ويژه داريد.
سؤال جدي مطرح كرديد و من نيز جواب جدي خدمت شما ارائه مي‌دهم.
خوشحال مي‌شوم كه درباره حقوق بشر در انگليس با شما صحبت كنم. به طور كلي بنده بسيار نسبت به شيوه‌اي كه مسائل حقوق بشر در انگليس به آن پرداخته مي‌شود، افتخار مي‌كنم.
از سال 1997 براي نخستين بار در انگليس قانون حقوق بشر اعمال مي‌شود كه پيمان نامه اروپايي در زمينه حقوق بشر، وارد قانون انگليس شده است.
چه درباره حقوق زنان و چه حقوق اقليت‌ها مي‌توانم بگويم كه نه تنها حقوق آنها رعايت مي‌شود، بلكه به آنها احترام نيز گذاشته مي‌شود و قطعاً اين سياست دولت است.
ولي بايد مشخص كنم كه هرگز نبايد بگذاريم اين احساس غرور و افتخار، برخي از موارد سوء استفاده از قوانين را ناديده بگيرد.
انگليس داراي يك دموكراسي بسيار بالغ و با اعتمادي است كه در داخل آن سيستم گفتگو و مباحثه در تمام اين زمينه‌ها كاملاً عملي است و قابل انجام مي‌باشد.
به عنوان مثال الان گفتگوي بسيار حساس و بحث داغي در مورد تعادل بين جنگ عليه تروريسم و رعايت حقوق فردي در انگليس وجود دارد.
« اين در حالي است كه طبق آخرين آمار منتشره از سوي نهاد بررسي كننده جنايات در انگليس از هر چهار زن يك زن به طور فيطيكي از سوي مردي كه با وي زندگي مي‌كند مورد اذيت آزار قرار مي‌گيرد.»
«همچنين هر هفته دو زن در انگليس و ويلز توسط مردي كه با وي زندگي مي‌كنند يا اين كه با وي زندگي مي‌كرده‌اند كشته مي‌شوند. در 90 درصداين حوادث بچه‌ها در همان اتاقي كه خشونت صورت گرفته است و يا در اتاق كناري آن حضور داشته‌اند. همچنين اين آمار نشان مي‌دهد كه 120 هزار زن در اين آزار و اذيت خانوادگي تقربباً در مرز خفه شدن قرار گرفته‌اند. وزارت كشور انگليس در اقدامي نيروهاي پليس ويژه مقابله با رفتارهاي ضد اجتماعي و خشونت‌هاي خانوادگي را با دوربين‌هايي كه قابل وصل شدن به سر هستند مجهز كرده است. به گفته‌ي معاون وزير كشور انگليس استفاده از اين دوربين‌ها به جمع آوري شواهد و مدارك مربوط به رفتارهاي ضد اجتماعي و خشونت خانوادگي كمك بسياري كرده است.»
ما در چند سال گذشته از تروريسم صدمه زيادي متحمل شده و رنج كشيديم. البته خدا را شكر در مقياس بزرگي متحمل رنج نشديم.
 
فارس: ايران بيشتر از شما صدمه ديده است.

-اگر شما اين روزها، روزنامه‌هاي انگليسي را ملاحظه كنيد، خواهيد ديد يك مباحثه بسيار فعالي نسبت به اينكه ما چگونه مي‌توانيم با تروريسم مقابله كنيم و در عين حال به حقوق فردي احترام بگذاريم، وجود دارد. در واقع نه تنها حقوق فردي، بلكه حقوق اقليت‌ها را رعايت كنيم.
دومين دين حاضر در انگليس، اسلام است و مسلمانان انگليس نقش بسيار مهمي در جامعه و اقتصاد انگليس بازي مي‌كنند.
مشكل از اين جا شروع مي‌شود كه يك بخش بسيار ناچيزي از تندروهاي موجود در طيف اقليت، جناياتي را مرتكب مي‌شوند و خودشان ادعا مي‌كنند كه اين ديدگاه بقيه مسلمانان نيز هست.
در حالي كه من و تمامي مسلمانان انگليس بر اين باوريم كه اين يك ادعا بيشتر نيست و صحيح نمي‌باشد.
كاري كه ما مي‌كنيم اين است كه بتوانيم جلوي اين بخش بسيار كوچك اقليت كه چنين حركاتي را انجام مي‌دهند، بگيريم بي آنكه به بخش بزرگ‌تر از آن گروه كه عاشق صلح و صلح طلب هستند، لطمه اي وارد شود. ما بايد اقدامات آنها را به اسم بخش بزرگ‌تر اقليت مسلمانان در انگليس ننويسيم.
« اما مسلمانان انگليس در واكنش به حوادث تروريستي اخير در لندن و ديگر شهرهاي انگليس اعلام كردند كه احساس امنيت كمتري دارند و سياست خارجي انگليس در بروز حوادث اخير تروريستي در اين كشور نقش دارد. آبيدا تاليا يك مسلمان وقيم انگليس كه در اين باره مي‌گويد؛ به عنوان يك زن مسلمان محجبه در اين كشور احساس امنيت نمي‌كنم هر گاه كهبه خيابان مي‌رم مردم به گونه‌اي بهمن نگاه مي‌كنند كه گويا مرتكب جنايتي شده‌ام. عباس شاه از منطقه شفيلد انگليس نيز مي‌گويد؛ اين حوادث هيچ ربطي به مهاجرت افراد از ديگر مليت‌ها و ديگر نقاط دنيا به انگليس ندارد زيرا در حادثه بمب گذاري هفتم ژوئيه سال 2005 بمبگذاران همگي در اين كشور به دنيا آمده و بزرگ شده بودند و در رأس همه آنها بايد به اين مسئله را نيز يادآور شد كه سياست خارجي انگليس در بروز اين حوادث نقش مهمي بر عهده دارد و بايد اين مسائل ريشه يابي و حل شوند.»
« در هفتم ژوئيه سال 2005 چهار بمب گذاري در لندن توسط چهار نفر به نامهاي محمد صديق 30 ساله، شهزاد تنوير 22 ساله، جرمين ليندزي 19 ساله و خصيب حسن 18 ساله صورت گرفت كه همگي اين افراد در انگليس بزرگ شده بودند.»

* فارس: با توجه به رقم 3 ميليوني مسلمانان در انگليس، مذهب آنها به عنوان مذهب رسمي در اين كشور شناخته نشده است، ولي پيروان دين يهود با وجود داشتن 250 هزار نفر در انگليس به عنوان دين رسمي به رسميت شناخته شده‌اند؟

- آدامز: متأسفانه شما در اين زمينه اطلاعات صحيحي نداريد. تنها ديني كه در انگليس موقعيت رسمي دارد، كليساي انگليس است، البته نه همه مسيحيان. تنها كليساي انگليس نه كاتوليك‌ها، نه پروتستان‌ها و ...
دليل آن هم ميراث تاريخي است كه وجود دارد.
حدود 500 سال پيش و بنا به دلايل سياسي، كليساي انگليس حساب خود را از كليساي رم جدا كرد و پادشاه يا ملكه انگليس از آن پس سمت رياست كليساي انگليس را برعهده گرفت كه تا امروز نيز ادامه يافته است.
اما نسبت به تمام اديان ديگر نيز با تساوي كامل و با آنها با احترام برخورد شده است.
خوشبختانه ما سابقه بسيار مثبت و خوبي در مورد احترام به ارزش‌هاي اسلامي در جامعه انگليس دارا هستيم.

* فارس: در پي اقدامات تروريستي اخير در انگليس اخباري مبني بر افزايش فشارها به مسلمان‌ها منتشر شد. طبق اظهارات شما عده خيلي كمي كه تندرو و افراطي هستند، دست به چنين اقداماتي زده‌اند، ولي در اين ميان هميشه مسلمان‌ها در كشورهاي غربي قرباني شده‌اند. چرا بايد چنين باشد؟
- آدامز: فكر مي‌كنم در مورد واقعيت آن چه كه در چند هفته گذشته اتفاق افتاد، شايد اطلاعات شما كامل نباشد. هيچ گونه فشاري بر مسلمانان وجود نداشته، آنها به زندگي عادي خود ادامه مي‌دهند و اتفاق خاصي در انگليس نيفتاده است.
من از آن چه در روزنامه‌هاي انگليس مي‌خوانم و در تلويزيون كشورمان مي‌بينم خيلي خوشحالم، زيرا همه آنها متفق القول بر اين باور هستند كه افرادي كه دست به چنين اقداماتي مي‌زنند نماينده اسلام نيستند.
هيچ كس كوشش نكرده اسلام يا جامعه مسلمانان را با اين تحركات تروريستي مرتبط كند.
سؤال مهم اين است كه چرا بخواهند چنين كاري كنند؟
چيزي كه فهم آن براي انسان مشكل است اين مي‌باشد كه چرا كسي كه به عنوان پزشك آموزش ديده، بايد ماشين خود را پر از مواد منفجره كند و به سمت فرودگاه به پيش برود؟ چرا يك فرد بايد فكر كند كه اين كار ايده خوبي است؟ در حال حاضر در انگليس اين موضوع مطرح است.
هيچ ديني اجازه اين حركت را نمي‌دهد. اين معمايي است كه ما هنوز پاسخي براي آن پيدا نكرده‌ايم.

* فارس: شبكه‌اي تحت عنوان‌ "YOUR TV " در حال حاضر مشغول به فعاليت است كه مسئوليت آن به عهده فردي به نام «فولادوند» است و براساس اخبار منتشره دولت انگليس از اين فرد و شبكه كه مطالب تندي عليه ايران و شيعيان مطرح مي‌كند، حمايت مي‌كند؟ آيا اين مطلب را تاييد مي‌كنيد؟
- آدامز: من درباره اين فرد و برنامه‌هاي تلويزيوني آن مطالبي شنيد‌ه‌ام، ولي هيچ وقت برنامه‌هاي آن را نديده‌ام.
فكر مي‌كنم فردي است كه به شخصه و به تنهايي و بر اساس باورهاي شخصي خود برنامه تلويزيوني توليد مي‌كند و اين برنامه‌ها توسط ماهواره‌اي از آمريكا پخش مي‌شود.
من زماني از وجود اين شبكه مطلع شدم كه مقامات ايراني توجه من را به اين مسئله جلب كردند و از من خواستند اقداماتي نسبت به آن انجام دهم. نخستين كاري كه براي اطمينان دادن به مقامات ايراني انجام دادم اين بود كه اين آقا هيچگونه ارتباطي با دولت انگليس ندارد.
تنها ارتباطي كه اين فرد با دولت انگليس پيدا مي‌كند اين است كه پليس انگليس از آن تحقيق و بازجويي كرده تا ببيند كه آيا اين فرد قانون شكني كرده است، يا خير.
طي چند سال گذشته بيش از يك بار اين فرد مورد بررسي پليس قرار گرفته براي اين كه اين موضوع روشن شود كه آيا بر خلاف قانون انگليس حركت مي‌كند يا خير. تا به حال پليس به هيچ گونه شواهدي دست نيافته تا بتواند آن را متهم به جرمي كند.
قوانين ما در تلاش براي حمايت از آزادي بيان و حقوق افراد است و بنابراين تحت قوانين ما اساسي براي توقف كار اين فرد وجود نداشته است. ولي اگر در آينده قوانين ما را بشكند طبيعتاً اقدام مقتضي را انجام خواهيم داد.

* فارس: اين شبكه به اقدام عليه جمهوري اسلامي دست مي‌زند. آيا فكر نمي‌كنيد اين شبكه با موجوديت خود باعث تخريب مناسبات دو كشور شود؟

- آدامز: ما بايد اقدامات،‌ ديدگاه‌ها و تحليل‌هاي خود را براساس قانون پايه‌ريزي كنيم. در قوانين ما نه تنها ابراز مخالفت با يك دولت ديگر، بلكه با خود دولت انگليس نيز غيرقانوني نيست.
اگر خشونت به ميدان بيايد از آن جا به بعد فعاليت‌هاي آن فرد غيرقانوني مي‌شود.
تهديدهاي خشونت آميز عليه يك فرد و يا عليه دولت غيرقانوني است. بنابراين اين موارد حوزه‌هايي است كه قانون مي‌تواند به آن بپردازد و شايد بتوان گفت حوزه بزرگ‌تري كه اين قانون در آن اعمال مي‌شود.
قانون انگليس قانوني است كه من به عنوان كسي كه در خدمت دولت هستم مجبور به رعايت آن هستم.
پارلمان قانون سازي مي‌كند و ما به عنوان مجريان آن مجبور به رعايت آن هستيم. به همين دليل است كه ما سيستم انگليس را دموكراسي پارلماني مي‌ناميم.
آن چه من راجع به قانون فكر مي‌كنم، مهم نيست. من وظيفه‌اي دارم كه بايد براساس قانون به آن عمل كنم.

* فارس: سال گذشته در مصاحبه‌اي كه با شما انجام داديم گفتيد سعي مي‌كنم بدبيني مردم ايران نسبت به دولت انگليس را در مدت خدمتم در ايران كم كنم. ولي شاهديم بعد از يك سال اين موضوع اتفاق نيفتاد.
- آدامز: در طي يك سال گذشته كه من با ايراني‌هاي زيادي از جمله شما زيارت كردم به اين مسئله رسيدم كه هر چند ممكن است عدم توافقات سياسي وجود داشته باشد ولي موارد زيادي وجود دارد كه (ما و شما) در مورد آن توافق داريم.
ادعا نمي‌كنم و اصلاً تكبر ندارم كه بخواهم ادعا كنم ممكن است بتوانم تحول بسيار بزرگي در اين زمينه ايجاد كنم.
ولي همان طور كه هميشه گفتم، نسبت به بهبود روابط بين ايران و انگليس بسيار خوشبين هستم براي اينكه ما داراي مشتركات زيادي هستيم. به ويژه تاريخ ما، همان گونه كه در اين جا ملاحظه مي‌كنيد.

* فارس: پس با توجه به روي كار آمدن آقاي براون فكر مي‌كنيد مناسبات بهتري بين دو كشور برقرار شود؟
- آدامز: بايد ببينيم و صبر كنيم. همان طور كه قبلاً گفتم دو عنصر استمرار و تحول در دولت جديد وجود دارد.
ما نبايد منتظر يك تغيير ناگهاني در زمينه سياست انگليس راجع به ايران باشيم ولي بايد ببينيم در آينده چطور خواهد بود.

فارس: پس بهتر نيست كه آقاي براون سياست مستقلي در قبال آمريكا اتخاذ كند؟
-آدامز: در اولين ديداري كه با نخست وزير داشته باشم اين پيشنهاد را به ايشان منتقل مي‌كنم!

* فارس: شما نسبت به بهبود روابط با ايران اميدواريد ولي اخيراً شاهد اظهارات تندي از سوي آقاي ميليبند وزير خارجه نسبت به ايران بوديم. از سوي ديگر اين تحليل به ذهن مي‌رسد كه سه كشور اروپايي (آلمان، فرانسه و انگليس) در قبال موضوع هسته‌اي ايران نقش پليس خوب و بد را بازي مي‌كنند كه در حال حاضر با توجه به اقدامات انگليس در تهيه پيش نويس قطعنامه سوم عليه ايران، اين موضوع به ذهن متبادر مي‌شود كه انگليس اكنون نقش پليس بد را از ميان آن دو بازي مي‌كند. آيا معتقديد كه فعلاً نقش پليس بد را بازي مي‌كنيد؟
- آدامز: خير؛ اگر شما به اساس سياست‌هاي ما در مورد مسئله هسته‌اي ايران نگاه كرده باشيد خواهيد ديد كه اساس سياست‌هاي سه كشور اروپايي يكي است. همين طور سياست‌هاي روسيه، چين و آمريكا نيز يكسان است.
فكر مي‌كنم جواب خوبي به شما بدهم. ما پليس بد و خوب نيستيم، پليس وظيفه شناسي هستيم.

* فارس: گفته شده انگليس براي دسترسي كنسولي سفارت ايران با پنج مامور ربوده شده در اربيل هماهنگي‌هايي را با هدف استفاده از نقش ايران براي دستيابي به اطلاعاتي پيرامون شهروندان ربوده شده انگليسي در عراق به عمل آورده است، آيا تاييد مي‌كنيد؟

- آدامز: خير؛ ما اين مسئله (پنج مامور دستگير شده ايراني در اربيل) را دنبال كرديم ولي هيچ ارتباطي با ما نداشته است و هيچ وقت در مورد آن با همتايان ايراني خود در اين جا گفتگو نكرديم.
تا آن جا كه مي‌دانم اين موضوع به طور مشخص بين ايران و عراق مطرح بوده و كانال صحيح آن است. ما در اين زمينه دخالتي نداشتيم.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:38  توسط محمد صفري  |