سیدمهدی شجاعی نویسنده و هنرمند بنام و چهره ماندگار ادبیات، طی نامه سرگشادهای خطاب به دکتر محمود احمدینژاد، به نوع رفتارها و مواجهه وی با مسائل و افراد کشور انتفاد و اعتراض کرد.
متن کامل نامهی سد مهدی شجاعی چنین است.
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس جمهور !
سلام ! سلامی سرشار از تالم و تاثر و ابهام و استفهام
رفتار و گفتار شما در روزهای اخیر به خصوص در جلسه مناظره با آقای میرحسین موسوی ، بنده را عمیقا دچار تعجب و تاثر کرد آنچنان که احساس وظیفه کردم چند نکته را به عرضتان برسانم.
1- این قلم نه وامدار دولت های پیشین است و نه مدافعشان و چون وامدار دولت شما هم نیست ،می تواند درکمال صراحت و آزادگی با شما سخن بگوید . بنده نه تنها بروز تخلفات عدیده در دولت های گذشته را انکار نمی کنم که خود نسبت به آنها انتقادات فراوانی - در زمان اقتدارشان ! - داشته ام . که گواه آن بعد از خدا و مردم و غیر از وجوه شفاهی و حضوری ، مکتوباتی است که در قالب کتاب و مطبوعه به جا مانده است ( و کاش شما هم گوشه ای از این انتقادات را در زمان اقتدار دیگران بیان می فرمودید . برای تصحیح مسیر و سبک سازی بار مردم نه سنگین ساختن کفه آراءتان در انتخابات درحالی که از آن دوره ها جز تائید و تعریف و تمجید چیزدیگری از شما برجا نمانده )
2- نگرانی و دغدغه من که باعث و بانی نگارش این نامه شده است، مخدوش شدن اصول و ارزشهایی است که حفظشان در تمام این سالها ، دغدغه همه ما بوده است .
دغدغه من ،کودکان و نوجوانان و جوانانی هستند که اخلاق و روش و منش ما را سرمشق رفتار و گفتار خود قرار می دهند و از عملکرد مخلصانه و صادقانه ، درس اخلاق و صداقت می گیرند و از غیر آن درس غیر آن .
نگرانی من پدید آمدن این تعریف یا تلقی در ذهن مردم و بخصوص جوانترهاست که برای بدست آوردن مقام و قدرت و موقعیت یا حفظ آن - گیرم به قصد خدمت - توسل به هر شیوه ای مجاز است ، حتی ارتکاب کبائری مثل دروغ و تهمت و هتک حرمت و حیثیت .
هیچ فکرکرده ایم که ترویج این تعریف یا توجیه این تلقی ، چه نیازهایی از ارزش و اخلاق و معنویت را متزلزل خواهد ساخت ؟ و چه سنت های سیئه ای را بنیان خواهد گذاشت !؟
هیچ فکر کرده ایم که وقتی این تلقی نسبت به بالاترین سطح اجرایی پدید بیاید امواج آن در سطوح بعدی چه وسعتی خواهد یافت و چه تاثیرات مخربی بر جا خواهد گذاشت !؟ و اصلا نیازی به صبر کردن برای آینده نیست . همین حالا
ظهور این امواج و گسترش آن و تخریب ناشی از آن به روشنی قابل رویت است .
حتما ملاحظه می فرمائید که حامیان و طرفدارن شما چه تهمت های ناروا و تعابیر زشت و ناپسندی را به مخالفین خود نسبت می دهند. الفاظ وعباراتی که مولایمان امیر المومنین علیه السلام به کار بردنشان را حتی در مورد دشمنان اسلام نهی می فرمودند ، به راحتی در مورد بندگان مومن ، نجیب و صالح خدا به کار برده می شوند . آبروی افراد مومن که در فرهنگ و معارف دینی ما ، بیش از خون و جانشان حرمت و قداست دارد ، به راحتی ملعبه دست کسانی شده که خود را در خیمه گاه اسلام و تشیع ، متولی می شمارند .
من معتقدم که هیچکس را به گناه حامیانش نباید گرفت و تخلفات حمایتگران یک فرد را نباید اسباب تخطئه آن فرد قرار داد . همان اتفاقی که متاسفانه در مناظره شما با آقای مهندس موسوی افتاد . ولی حداقل توقع و انتظار، این است که شما مخالفتتان را با رفتار و گفتاری از این دست ، اعلان کنید . همان کاری که در مورد سوء استفاده از بیت المال و بودجه های دولتی برای تبلیغ در انتخابات کردید و بر همگان معلوم ساختید که مهر تائیدتان را پای این تخلفات آشکار نمی گذارید و عده ای هم به هر حال مخالفت یا عدم تائید شما را باور کردند .
3- ریاست جمهوری در نظام جمهوری اسلامی ایران ، صرفا یک جایگاه یا موقعیت سیاسی ومحصولی برد و باخت در بازی حزبی و جناحی نیست .
این جایگاه در حقیقت ، تجلی گاه اصول و آرمانها وارزشهای مردم مومن و نجیب و متدین ماست . این منصب و محراب ، نماد مقدسی است که باید همه فضائل اخلاقی و ارزشهای معنوی و صفات عالیه انسانی و کمالات مردم ما را به نمایش بگذارد . به نظر شما اینگونه برخوردها و رفتارها می تواند منش و شخصیت و فضائل اخلاقی مردم ما را نمایندگی کند؟!
4- اگر رفتار و عملکرد دولت شما طی چهار سال گذشته حقیقت و حقانیت مطلق بود و دیگران باطل محض ، باز این شیوه های برخورد ، پسندیده نبود . در حالی که نه شما چنین ادعایی دارید و نه هیچکس جز مقام معصوم می تواند چنین جایگاهی داشته باشد مضاف بر این که مشکلات و کاستی ها و تخلفات این چهارساله اخیر هم کم نبوده است . بخصوص فرهنگ و هنرکه من نسبت به آن اشراف نسبی داشته ام ، عملکرد این دوره را به هیچ وجه قابل دفاع نمی بینم . این که شما هم اکنون از اهالی ریشه دار خطه فرهنگ و هنر کمتر کسی را در اطراف اردوگاه خود می بینید ، دلیلش گرایشات جناحی و سیاسی نیست . دلیلش بها ندادن به مقوله فرهنگ و هنر است و سپردن کارهایی بزرگ این عرصه به افراد کوچک .
و از سوی دیگر ، این که علیرغم تعطیلی نسبی فرهنگ و هنر در سالهای اخیر و همزمان ، ارائه آمارهای موهوم و گزارش های بی مبنا ، شاهد سکوت نویسندگان و هنرمندان و دلسوز و اهل درد بودید ،دلیلش صرفا حرمتی است که اهالی فرهنگ و ادب و هنر برای رای دهندگان چهارسال پیش ، و تنفیذکننده این رای به ریاست محترم جمهور قائل بوده اند ، حرمتی که توقع می رفت از سوی شما نیزنسبت به گذشتگان پاسداری شود.
5- این هجمه بی مهابا و همه جانبه به تمامی بیست و شش سال گذشته ، مفاهیمی را همراه خود می آورد و مضامینی را در ذات خود می پرورد که هیچ راه گریزی از تبعات طبیعی و توالی منفی اش باقی نمی گذارد .
وقتی که ما محصول رای و نظر دهها میلیون انسان شریف و آگاه در دوره های پیشین رای گیری و انتخابات ریاست جمهوری را تخطئه کنیم و مردم را تلویحا به بلاهت و نادانی متهم سازیم ، چگونه می توانیم آنان را مجدد به پای صندوق های رای دعوت کنیم !؟ وقتی که ما احکام و تائیدات و تنفیذات امام راحل و مقام معظم رهبری را تلویحا زیر سوال ببریم ، و در باورهای محکم مردم نسبت به سکانداران کشتی کشور و نظام و انقلاب ، رخنه ایجاد کنیم ، در طوفانهای پیش رو لنگر مطمئنی را برای مردم باقی می گذاریم !؟
اگر نتیجه این تخریب ها و هتک حرمت ها ، نیل به آرا ء بیشتر بود ، می گفتم ؛ به چه قیمتی !؟
اگر نتیجه اش جایگزینی یکی به جای همه بود ، سوال می کردم؛ به چه حجتی !؟
ولی می دانیم و می دانید که چنین نیست . شان و جایگاهی که مردم ما برای اخلاق و نجابت و مظلومیت قائلند همه قواعد و مناسبات دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد . این شاخص های معنوی و معیارهای اخلاقی را نباید از مردم گرفت .
فراموش نکنیم که همین شاخصه مردم یا همین تلقی مردم از شما ، در دوره قبل باعث پیروزی شما در انتخابات شد .
درپایان آرزو می کنم این عرایضی که از سر اخلاص و دردمندی تقدیم محضرتان شد ، به گوش اخلاص شنیده شود و التهابات و کشمکش های سیاسی و جناحی بر آن سایه نیندازد .
خداوند همه ما را به وظایفمان آشنا و در انجامشان موفق گرداند .
با احترام-سید مهدی شجاعی
اختلافات قومي ، بحران ميان پاکستان وهند بر سر کشمير و از همه مهمتر، خطر گسترش و نفوذ طالبان از جمله بحرانهاي موجود در اين کشور شبه قاره است.
زرداري هنگامي که رياست جمهوري پاکستان را به عهده گرفت، قول داد که با گسترش و نفوذ گروههاي افراطي همانند طالبان و القاعده در پاکستان مقابله و مبارزه کند. از آن هنگام تاکنون هر روز بر نفوذ و گسترش طالبان در پاکستان افزوده ميشود و قطعا اين روند نگرانيهايي را براي کشورهاي همسايه ازجمله جمهوري اسلامي ايران به همراه دارد.
گروههاي افراطي همچون طالبان و القاعده بارها ايران را مورد تهديد قرار دادهاند و در برخي موارد حتي عمليات فيزيکي نيز عليه ايران انجام دادهاند.
گرچه طالبان با شکل کنوني خود نميتواند خطر آنچناني براي جمهوري اسلامي ايران داشته باشد، اما نگراني ايران و کشورهاي منطقه وحتي دنيا از اين است که در صورت سقوط دولت مرکزي پاکستان که البته دور از واقعيت هم نيست و بر سر کار آمدن طالبان در پاکستان و نفوذ و گسترش قدرت آن در منطقه و دستيابي به مراکز سلاحهاي هستهاي اين کشور، قطعا خطر بزرگي منطقه، جهان و کشورهاي همسايه به ويژه جمهوري اسلامي ايران را تهديد ميکند.
براي جلوگيري از نفوذ و گسترش طالبان در منطقه و پاکستان نياز به يک اجماع جهاني است. با وجود اين،به نظر ميرسد آمريکا از اين روند آنچنان نگران وناراحت نيست ، چندي پيش بود كه هيلاري کلينتون اعتراف کرد که 20 سال پيش آمريکا طالبان را به وجود آورد و از آن براي اهداف خود استفاده کرد.
گروههاي افراطي طالبان و القاعده تلاش دارند تا به تسليحات نامتعارف از جمله تسليحات شيميايي، بيولوژيکي و هستهاي دست پيدا کنند. اين گروههاي افراطي اگر بتوانند به اين سلاحها دست يابند ،در استفاده از آن سلاحها شک و ترديد به خود راه نخواهند داد.آمريکا خود پاکستان را هستهاي کرد و اکنون با يک چالش بزرگ جهاني مواجه شده است.
ميرحسين موسوي به دور از جناحبنديهاي سياسي كشور (اصلاحطلبان و اصولگرايان) به طور مستقل وارد كارزار انتخابات رياست جمهوري شد. همانند انتخابات دوره پيشين رياست جمهوري كه احمدينژاد خود را كانديداي مستقل اعلام كرد.
در اين ميان و پس از اعلام حضور نخستوزير دوران دفاع مقدس، فضاي انتخاباتي در اردوگاه اصلاحطلبان متحول شد. آنها انتظار اعلام كانديداتوري ميرحسين را نداشتند. اين ادعا از اظهارنظرات گوناگون افراد شاخص اصلاحطلب ديده ميشود، گلايهابطحي از كانديداتوري ميرحسين، غيرمنتظره اعلام شدن كانديداتوري موسوي از سوي عبدالله ناصري و ... نمونههايي است كه نشان ميدهد اصلاحطلبان در مقابل عملي قرار گرفتهاند كه نميدانند در مقابل آن چگونه رفتار كنند.
جمله معروف خاتمي كه گفته بود يا من يا موسوي اين تشتت را در ميان اردوگاه اصلاحطلبان بيشتر كرده است. از زمان اعلام حضور موسوي در عرصه انتخابات، هنوز از سوي خاتمي سخني در اين باره به ميان نيامده كه آيا ميماند يا ميرود؟! اما اصلاحطلبان تاكنون بايد متوجه شده باشند كه موسوي خود را وامدار اصلاح طلبان نخواهد كرد.
ميرحسين در چند ماه گذشته با حضور در محافل عمومي از جمله در جمع مردم و دانشجويان كمي از مواضع و ديدگاههاي خود را روشن كرده است كه هيچ نشانهاي از گرايش به سوي اصلاحطلبان ديده نميشود.
در هر صورت اصولگرايان هر روز بيشتر به سوي اجماع بر سر احمدينژاد نزديكتر ميشوند و اكثر طيفهاي اصولگرا نشان دادهاند كه كانديداي آنها احمدينژاد خواهد بود و گرايشي هم به سوي موسوي نخواهند داشت. بايد منتظر تحولات مهمتر انتخاباتي و فضاي پرشور رقابتي در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم باشيم.

مهندس ميرحسين موسوي سرانجام كانديداتوري خود را در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم اعلام كرد.
وي طي بيانيهاي كه روز گذشته منتشر كرد، اعلام كرد: به اميد اداي وظيفه، قصد خويش را براي نامزد شدن در دوره دهم انتخابات رياست جمهوري اعلام ميكنم.
ميرحسين نخستوزير دوران پرتلاطم جنگ بود و اينك پس از گذشت 20 سال ميخواهد به عرصه سياست و اجراي باز گردد.
همانگونه كه تحليل ميشود، ميرحسين موسوي پس از پشت سر گذاشتن فراز و فرودهاي بسيار به طور مستقل كانديداتوري خود را اعلام كرده است و اين ميتواند از ويژگيهاي يك كانديداي غير حزبي باشد. در روزها و هفتهها و ماههاي گذشته از سوي اصلاح طلبان حرف و حديثهايي درباره وي مطرح ميشد. اما آخرين نخستوزير با سكوت معنادار خود پاسخ آنها را داد و سرانجام شروع به حضور در مجامع عمومي و دانشگاهي كرد كه اين از محاق بيرون آمدن گمانهزنيها را تبديل به واقعيت كرد.
اصلاح طلبان قطعا از حضور ميرحسين در عرصه انتخابات خرسند نيستند و پيشبيني ميشود كه به خاطر اعلام حضور مستقل وي واكنشهايي را نشان دهند. پيش از اين نيز مواضع اصلاحطلبان مطرح شده بود مبني بر اين كه ميرحسين 20 سال از عرصه سياست دور بوده است و يا اين كه ميرحسين را جوانان نميشناسند و ...
در هر صورت چند برداشت ميتوان از عملكرد اصلاح طلبان داشت. خاتمي به نفع ميرحسين كنار بكشد كه البته باعث دلخوري اصلاح طلبان خواهد شد و اگر بماند به غير از رقيبي همچون احمدينژاد، رقيب تازهاي به نام مير حسين را خواهد داشت. اين در حالي است كه حتي اصولگرايان نيز بعضا از حضور ميرحسين استقبال كردهاند و كانديداتوري وي را باعث گرم شدن تنور انتخابات دانستهاند. به نظر ميرسد اصلاحطلبان در اين شطرنج نفسگير در حالت <آنپاس> قرار گرفتهاند، اعلام كانديداتوري ميرحسين سبب خواهد شد آنها به اتخاذ مواضع انفعالي روي آورند و همين مواضع با سياستهاي گروههاي تندرو اصلاح طلب به اختلافات شديد سياسي منجر خواهد شد.
شايد بهترين كار ميرحسين استقلال در كانديداتوري باشد. انتخابات رياست جمهوري آينده با حضور محمود احمدينژاد و ميرحسين موسوي يك انتخابات داغ، جذاب و رقابتي خواهد بود. هر كدام پيروز شوند راي مردم را پشت سر خود خواهند داشت. پيش از اين اظهاراتي از سوي كارشناسان مسائل سياسي مبني بر چند قطبيشدن انتخابات آتي رياست جمهوري مطرح شد كه با اعلام كانديداتوري ميرحسين اين موضوع به واقعيت نزديكتر شده است. اين در حالي است كه مهدي كروبي نيز بارها در مواضع شفاف خود به صراحت اعلام كرده است به نفع هيچكس از كانديداتوري كنارهگيري نخواهد كرد و پيوستن غلامحسين كرباسچي به وي به عنوان رئيس ستاد انتخاباتي نقطه عطف اين تصميم تلقي خواهد شد.
اينك، دولت تازهكار آمريكا كه با رويكرد تغيير روي كارآمده است، درخواست كرده است كه ايران در كنفرانس بينالمللي افغانستان كه البته هنوز مكان آن مشخص نيست شركت كند.
اين درخواست علاوه بر اين كه از سوي هيلاريكلينتون وزير خارجه دولت تازهآمريكا مطرح شده است، از سوي <ناتو> نيز اين درخواست تكرار شده است.
بيش از 7 سال است كه افغانستان به اشغال نيروهاي ناتو درآمده و پس از گذشت اين مدت طولاني هنوز امنيت و آرامش به افغانستان بازنگشته است.
دلايل حضور ايران در اين كنفرانس را ميتوان در چند مورد بررسي كرد.
1ـ نگراني ايران از ورود گسترده مواد مخدر به كشور
2ـ اشتراكات فرهنگي، تاريخي و زباني با افغانستان
3ـ امنيت سرمايهگذاري ايران در افغانستان
4ـ امنيت مرزهاي ايران با افغانستان
5ـ خروج نيروهاي اشغالگر از خاك افغانستان
پرواضح است كه نقش ايران در برقراري امنيت منطقهاي بر كسي پوشيده نيست، اما بايد توجه داشت كه هر زماني كه به ايران نياز شده است، از اين فرصت استفاده كردهاند و از تاثير ايران بهره بردهاند. از يك سو ايران را به عنوان يك چالش مطرح ميكنند و از سوي ديگر نقش تاثيرگذار جمهوري اسلامي ايران را بيبديل ميدانند. اينگونه رفتار دوگانه با كشوري كه در پروسه سياست خارجي خود تاثيرات مهمي را در صحنههاي بينالمللي و منطقهاي گذاشته است، مناسب نيست.از سوي ديگر پيشبيني ميشود كه دولت تازه آمريكا با اين اقدام درصدد گشايش كانالي ديپلماتيك با ايران است.
در هر صورت گرچه ايران هنوز نظر رسمي خود را براي حضور يا عدم حضور دراين كنفرانس اعلام نكرده است، اما در صورت حضور شروط و اصول مدنظر سياست خارجي ايران بايد مدنظر قرار بگيرد.
حزن و اندوه شهادت جانگاه پدر بزرگوارتان را سر كرديم يا اباصالح (عج)؛ در سوگ فراق امام حسن عسكري(ع) بوديم، اما وجود تو نازنين تسكين ميدهد قلبها را، آرام جان است نام تو و ياد تو.
امروز را به عشق تو و آغاز ولايتت بر عاشقان، جشن گرفتهايم. قرنها گذشته است و آدمهاي بسياري آمدهاند و رفتهاند و همچنان براي آمدنت در انتظارند. چه انتظار شيريني است اين درد اما اگر اين عشق به تو، عشق بدون معرفت باشد، چه سود؟
ميخواهمت؛ نه آن گونه كه تو را خواستند، آناني كه تهي بودند و تهي هستند. از زمين و آسمان و خورشيد ميخواهمت؛ آن گونه كه بيايي و آن شاه بيت گمشده غزل باشي تا آخرين ترانه سروده شود.
مولا جان، روزگاران مديدي است كه دل در گرو آمدنت سپردهايم و چشم در افق، خيره ماندهايم تا خورشيد بر نيايد و آن مرد مشرقي از پس آن كوه بلند، خورشيد را از برآمدنش شرمگين كند. خورشيد عالمتاب باشي و گرماي وجودت را همه حس كنند.
كودك كه بودم، هميشه شنيده بودم كه اگر بيايي، شمشيرت همه را از دم تيغ خواهد گذراند و درياي خون راه خواهد افتاد، اما بسياري را نگفته بودند.
نگفته بودند كه اگر بيايي، رحمتت را فراگير خواهي كرد. عدالتت را در گستره زمين پهن خواهي نمود. نگفته بودند كه اگر بيايي ديگر يتيمي نخواهد گريست. تهيدستي گرسنه سر بر بالين نخواهد گذاشت. ظالمي نخواهد بود كه مظلوم را ستم كند و مظلومي نخواهد بود كه ظالم، ظلم كند.
عالم از سايهسار تو آرام خواهد گرفت. آسوده خواهد شد. آنقدر نعمت و بركت خواهد بود كه چشم و دل مردم سير خواهد شد؛ و اين همه، همه از وجود كرامت الهي توست، اي نازنين!
اينك خود را آسوده خاطر در ميان آن يادگارهاي دوران كودكي رها ساختهام و با خود ميگويم. اي كاش در آن هنگامه ظهور و حضور، باشم و آدم باشم. معرفت داشته باشم و محبتت را قدر بدانم.
زمان در دستان مبارك تو رقم مي خورد، اي كه بري رحمانه زيبايي زيبايي!
با اعلام حضور آقاي خاتمي در عرصه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري رقابتهاي انتخاباتي وارد مرحلهي تازهاي شد.سرانجام سيد محمد خاتمي ترديدها را كنار گذاشت و رسماً حضور خود را در انتخابات اعلام كرد. گرچه وي گفته است كه هيچگاه ترديد نداشته است؛
در كنار اعلام كانديداتوري آقاي خاتمي، آقاي كروبي ديگر كانديداي اصلاح طلب هم زودتر از خاتمي كانديداتوري خود را اعلام كرده بود و بارها هم گفته است كه به هيچ قيمتي از صحنه رقابت انتخاباتي كنار نخواهد رفت.
اما در ميان هنوز مهندس مير حسين موسوي تكليف خود را روشن نكرده است. او موضع خود را به طور رسمي مبني بر اين كه ميآيد يا نه اعلام نكرده و هنوز گمان ميرود كه روزنهاي را براي خود باز گذاشته است تا شايد بيايد و آمدن او نيز به گمان بسياري، با اقبال روبرو خواهد شد. مير حسين انتقاداتي نسبت به سياستهاي به وصژه اقتصادي دولت كنوني دارد كه اصولي و صحيح است. آنان كه ميگويند مير حسين را جوانمان امروزي نميشناسند سخت در اشتباهند. نخست وزير پر افتخار دوران دفاع مقدس را پدران نسل حاضر به نيكي ياد ميكنند و قطعا يادآور آن دروان براي فرزندانشان خواهند شد.
در هر حال، نگارنده اعتقاد دارد آقاي مير حسين موسوي در صورت حضور در رقابتهاي انتخاباتي خود را وامدار گروه و حزبي نخواهد كرد و مستقل وارد عرصه خواهد شد.
اما در ماجراي كانديداتوري اصلاح طلبان چند سناريو به نظر ميرسد در حال شكل گيري است. كه البته در ميدان رقابت و سياست طبيعي است و اين كه چرا اصولگراين هنوز دست به كار نشدهاند نيز مشان از انفعال آنان دارد.
تجزيه و تحليل تحركات انتخاباتي اصلاح طلبان اين را مبتلبادر ميسازد كه همهي تلاش اين طيف سياسي براي رسيدن به يك فرد واحد نبو.ده و تنها يم تلاش تبليغاتي انتخاباتي است كه به نظر ميرسد تاكنون اين تلاش موفق بوده است.از كروبي آغاز شد، خاتمي ادامه داد و اكنون نيز نوبت مير حسين است كه ديدارها و گمانهزنيها در باره آمدن يا نيامدن او همچنان ادامه دارد. گرچه احساس ميشود و همانطور كه در بالا نوشتم اصلاحطلبان سعي دارند تا مير حسني را در صورت كاندياتوري، نامزد خود معرفي كنند كه قريب به يقين ميتوان گفت مير حسين خود را نه در دامن اصلاح طلبان مياندازد نه در دامن اصولگرايان.
تعدد كانديدا در انتخابات رياست جمهوري باعث ريزش آراء ميشود يعني كاندياي رقيب كه هم اكنون نيز رياست جمهوري را بر عهده دارد با وجود سه كانديدا از سوي جناح اصلاح طلب قطعا با ريزش آراء خود روبرو خواهد شد و اين اتفاق اگر بيفتد، اتفاق خوبي نخواهد بود.رئيس جمهوري انتخاب خواهد شد كه با راي پاييين به اين سمت رسيده است.
سناريوي ديگر به اين صورت است كه كانديداهاي اصلاح طلبان با حضور در رقابت انتخاباتي در مرحله حساس و در دقيقهي نود به نفع يكي از كانديداهاي خود كنار بكشند و از هوادران خود بخواهند كه به نفر باقي مانده راي دهند كه اين نيز يك سياست انتخاباتي حساب شده است كه در هنگام انتخابات تاثير خود را خواهد گذاشت.
اما اصولگرايان همچنان در گيرو دار اجماع بر سر آقاي احمدي نژاد باقي ماندهاند. سر درگمي آنها فرصت را به اصلاح طلبان داده است تا با برنامه ريزي دقيق انتخاباتي آرايش تبليغاتي و انتخاباتي خود را در زمين شطرنج به خوبي بچينند. هر روز كه ميگذرد اصولگرايان يك روز را از دست ميدهند فصتهاي از دست رفته باز نخواهد گشت. انتخابات 22 خرداد 88 انتخابايت پر شور و سخت رقابتي خواهد بود.